ميشوند و اگر تربيت اولى آنها نيكو نباشد على الخصوص كه در خارج هم خودسر بمانند وقت و مال عزيز را باطل نموده نكبت تازهئى سربار نكبتهاى وطن ميگردد .
سيم اشخاصى هستند كه چشم و گوش آنها در وطن بعيش و عشرت گشوده شده در بحبوحه شباب با هزارگونه هوا و هوس اولياء خود را فريب داده بعنوان تحصيل و تربيت رخت بخارج ميكشند سالى چند سرمايه جوانى را با هرچه بدست آورند صرف عشرترانى نموده از وطن و خانواده و هرچه مايه شرافت آنها باشد بيزارى جسته كتابى چند از قصههاى هوسناك ميخوانند و ماليخولياى جوانى را شدت داده از فضائل داخلى بىبهره از اكتسابات نيكوى خارجى بىنصيب بالاخره عادتهاى پست ناپسند ديگران را با يك عالم فساد اخلاق به وطن ارمغان مىبرند قبايح اعمال خارجيان را بنام تمدن و تربيت بديده دنيا نديده ملت ساده ميكشند اجنبى را پرستش ميكنند وطن و هموطنان را تحقير مينمايند اگر مصدر كارى شدند وطنفروشى را شعار خود ميسازند و نامش را سياست ميگذارند و بالجمله براى مهيا شدن اسباب هوسرانى و يا به رسيدن بآرزوى رياست و جمع مال از هيچگونه بىشرفى و بىناموسى دريغ نميدارند خود را دانشمند و تربيت يافته قلم ميدهند بىخبران هم كه بىخبرانند مركز عقل آنها گوش آنها است و بس آنچه بر آنها معلوم است اينست كه اين شخص باروپا رفته و بر گشته اما آنجا چه كرده و چه بازآورده است براى بىخبران مجهول و براستى اگر نيكو نظر كنيم خواهيم ديد در قرن آخر فسادى كه از اين قسمت از روح جوان باساس استقلال ما رسيده است مضرتش افزون بوده است از آنچه در قرنها بدست پيران تحصيل ناكرده خارجه ناديده تربيت نايافته جارى شده است و چيزى كه ما را در گرداب تأسف فرو ميبرد اين است كه در قرن بيستم با همه اقدامات كه براى توسعه معارف و ترقى دادن ملت شد هنوز در روح جوان ما قسمت سيم بر قسمتهاى ديگر غلبه دارد و وسائل بدبختى از اين راه براى وطن بيش از پيش مهيا ميگردد گفتم پيش از پيش بلى چه عده اين اشخاص اكنون از پيش افزون است و بعلاوه وسائل به كار افتادن سموم فساد اخلاق ايشان بواسطه غلبه نفوذ اجانب و حاجتمندى آنها بداشتن دست - هاى داخلى كه بمنزله آستين براى دست ايشان بوده باشد بيش از پيش است افسوس
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٤٥