تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مرحله‌هاى اولى زندگانى بچنگال مرگ گرفتار گشته باركان سعادت ما خلل ميرسد . چنان كه در مدت اقامت من در سويس چند تن از بهترين و حساسترين جوانان ايرانى بدرود زندگانى گفتند و بر تأثرات خاطر من افزوده شد . چون سخن باينجا رسيد ببدبختى ديگر اشاره نمايم و آن اين است كه با روزگار امروز كه ما بينهايت حاجتمند روح جوان دانشمند پرورش يافته‌ايم از ده يك جوانانى كه در ممالك اروپا بنام تحصيل و تربيت اقامت نموده‌اند بوظيفه تحصيلى خويش رفتار نميكنند و آنان كه اندك اداى وظيفه تحصيلى مينمايند بواسطه فساد اخلاقى كه در آنها رسوخ يافته و طبيعت دوم شده پرورشى را كه بتواند با قوت دانش كليد درهاى بسته بوده باشد دارا نميباشند بلكه اغلب تحصيلات ناقص آنها در پيش پاى بدى تربيت هاى اولى ايشان چراغى مىشود و گفته‌اند چو دزدى با چراغ آيد گزيده‌تر برد كالا . ما در خارج مملكت اكنون سه جور محصل داريم يكى كودكان خردسالند كه هيچگونه بصيرت از احوال وطن خود ندارند از معلومات ادبى و تاريخى و غيره خود به كلى بىخبرند مدتى عمر خود را صرف آموختن زبان بيگانه ميكنند پس از آن تحصيل نموده مانند يكى از اطفال ملت اجنبى تربيت ميشوند كار اين گونه اطفال در صورتى كه حسن موقع يافته باشند از جهتى نيكوست كه از تربيت‌هاى اولى با اولياء خود كه اغلب فاسد است برخوردار نميشوند و از جهتى نارواست زيرا كه چون به حد رشد ميرسند از اخلاق و عادات خوب و فضائل ملكى و ملى خود به كلى بيخبرند و چون بازگشت به وطن كنند اگر بخواهند مصدر خدمتى گردند ناچارند روزگارى باز عمر خود را صرف تحصيل اطلاعات داخلى نمايند در صورتى كه اغلب بغرورى كه دارند اعتنا نكرده از فضايل وطن بى خبر ميمانند و به اين سبب نميتوانند سرمايه تحصيلات خارجى خود را نيكو به كار برده خدمت لايقى به وطن خويش بنمايند . دوم اشخاصى هستند كه در وطن خود مدتى تحصيل كرده و مختصر اطلاعى از اوضاع داخلى دارند و سن آنها مقتضى تحصيل نمودن در خارج هست اين قبيل محصلين اگر تربيت اولى آنها صحيح باشد و در خارج و در مدرسه‌هاى در بسته يا در زير ديده سرپرست لايقى تحصيل نمايند بهره‌مند ميگردند و سرمايه سعادت براى آتيه وطن