تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
كه صمد خان از پاريس براى اين كار اقدام ميكرده و بدست برادرش ميرزا اسماعيل خان ممتاز الدوله كه اكنون جزو كابينه تهران است اسبابچينى مينموده است كه اين خدمت را به او رجوع نمايند و عمده مقصودش در اين كار داخل شدن در كار استقراض و بردن كميسيون آن بوده است و بايد دانست كه در اولين قرضى كه دولت از روس كرد بتوسط امين السلطان و ارفع الدوله ، ممتاز السلطنه هم سمت كوچكى داشت و فائده مختصرى برد و در اين مقام منتظر بوده است فائده بزرگ قسمت او بوده باشد . خلاصه ممتاز السلطنه از طرف دولت وزير علوم شد كه در پاريس اين خدمت را انجام بدهد و معلوم است اين كار مخالف ميل ناصر الملك بود چه اولا به او اطمينان نداشت و ثانيا ميخواست يكى از كسانى كه در تهران گرفتار كارها و مردم هستند بيايد مسئول اين كارها بشود كه بر شخص او ايرادى وارد نگردد مداخله ممتاز السلطنه وزير مختار ايران در پاريس چه ثمرى براى آن مقصد دارد اين است كه چون ممتاز - السلطنه در مونترو نايب السلطنه را ملاقات مىكند و نميتواند او را راضى كند كه او به اين ترتيب اقدام نمايد ناچار مأيوسانه برميگردد اتفاقا در يكى از مجالس مذاكره نايب السلطنه و وزير مختار يا وزير علوم مصلحتى موقتى نگارنده در مونترو حاضر بودم و حس ميكردم كه ناصر الملك از اين اتفاق و از آمدن ممتاز السلطنه بسويس بسيار دلتنك است و با كمال ملايمت كه دارد در جواب اصرارهاى او تندى و سخت‌گوئى نموده بالاخره ميگويد بسيار خوب شما وزير علوم وزير مسئول شده‌ايد براى رفتن بلندن برويد چرا معطليد و مىرساند كه او نخواهد به اين ترتيب اقدام كرد خلاصه در خلال اين كشمكشها گفتگوى دو وزير خارجه روس و انگليس هم در لندن تمام شده معلوم مىشود اگر مقصد روس در اين ملاقات عمده اتمام كار ايران بود انگليسيان همراهى نكرده رضا ندادند كه بر خلاف عهدنامه 1907 اقدامى در كار ايران بشود و بالاخره كه از طرف وزير روس اصرار مىشود وزير انگليس اتمام گفتگو را موكول برأى پادشاه مينمايد و مسئله بحضور پادشاه ژرژ عرض شده او رأى نميدهد صورت ظاهر استقلال ايران را برهم بزنند قرار ميدهند دولت مقتدرى در ايران تشكيل بدهند و هردو نظر كنند كه كار او به صحت جارى گرد خوانندگان اين مطلب آيا چه تصور ميكنند مملكت كهن سال ايران را كه