چندان عهدى نگذشته است دولت انگليس روزى پانصد باجغلى باج به او ميداد تا بتواند يك بيرق در آن برافرازد و در راه حفظ و استقلالش چه شمشيرها زده و چه خونها ريخته شده است و خون هزارها از جوانانش در سالهاى آخر مثل اين است كه هنوز خشك نشده باشد در زير سايه غرضرانى و طمعكارى و نادانى اولياى امور كارش باينجا رسيده باشد آيا موجب خشنودى يا ملالت خواهد بود بلى هربدى در برابر بدتر البته بهتر است و خشنود بايد بود كه نگاهدارى صورت استقلال ايران با منافع دولت انگليس موافقت داشته است .
اينجا اگرچه بما مربوط نيست مينويسم ملاقات دو وزير در لندن براى يكطرف نمودن كار بالكان يا عثمانى مدخليت بزرگ داشت و طولى نكشيد كه دولتهاى بالكان با يكديگر اتحاد كرده بدولت عثمانى حمله آورده جمع كثير از دو طرف كشته شدند و قسمت بزرگى از خاك عثمانى اروپا بدست دول بالكان افتاد و محرك بالكانيان عمده دولت روس است كه ميخواهد عثمانى را مضمحل كرده بغازداردانل را به روى كشتيهاى درياى سياه خود باز كند كه اگر سياست اتحاد آلمان و اطريش و ايطاليا و اتفاق روس و انگليس و فرانسه و جلوگيرى انگليس از يك طرف و آلمان و اطريش از طرف ديگر نبود در اين حمله بالكانيان بعثمانى شهر استانبول به تصرف آنها درآمده و كار عثمانى در اروپا بالمره تمام شده بود و روس به مقصد ديرينه خود ميرسيد ولى باز اختلافات سياسى دول بزرگ بفرياد عثمانى رسيده استانبول محفوظ ماند و دست او از قسمت اروپايش بالمره كوتاه نشد .
بالجمله ناصر الملك بپاريس رفته آنجا اقامت كرد بىآنكه از نيابت سلطنت استعفاء داده باشد كابينه تهران بتصويب سردار اسعد بر او سخت گرفت كه يا استعفا بدهد و يا مراجعت نمايد دو وزير مختار خود را هم در پاريس و لندن مأمور كردند جواب جدى از او بگيرند اما او نه قبول رفتن كرد و نه استعفاء داد و تا اين وقت كه من اين شرح حال را مينويسم ( غره ربيع الثانى يكهزار و سيصد و سى و يك مارس 1913 ) در پاريس متوقف است و كار نيابت سلطنت را با مكتوب و تلگراف مىكند . مجلسى هم در تهران برياست سردار اسعد تشكيل شده بعنوان نظر نمودن در نظامنامه انتخابات كه هيچ رنگ
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٢٠