تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
دادند به اين خيال كه او با روسها سازش دارد و آنها حكومت او را قبول خواهند كرد و به اين عنوان اسمى از برقرار بودن حكومت ايرانى در آنجا خواهد بود سپهدار در صورتى كه بهيچوجه حاضر نبود از طرف دولتى كه رئيسش بختيارى باشد بحكومت آذربايجان برود ولى ناصر الملك او را راضى مىكند و ميفرستد سپهدار بدفع الوقت بعد از زمان طولانى خود را نزديك تبريز مىرساند ولى صمد خان كه از طرف روسها حكمران آذربايجان است تا مدتى او را نپذيرفته بالاخره بتوسط مأمورين روس به او نصيحت داده مىشود و ميپذيرد در صورتى كه رسم حكومت با خودش باشد و اسم با سپهدار . سپهدار هم با كمال كدورت در تبريز مانده منتظر است بهروسيله باشد دست مداخله بختياريها را از دامان دولت كوتاه نمايد و حركت ناصر الملك از تهران و قوت يافتن كار سردار اسعد هم مخالف رضاى اوست در اين احوال منتشر شد كه سپهدار حاضر شده است محمد عليميرزا را بآذربايجان وارد نموده از آنجا بتهران بفرستد اين خبر طورى نشر يافت كه نزديك بحصول تصور ميشد اين بود كه بختياريها بدست و پا افتادند چه ميدانستند اين دفعه به اين ترتيب و با بودن چندين هزار نفر قشون روس در داخل مملكت و همراهى سپهدار و نبودن ناصر الملك در مركز ديگر مانعى در كار محمد عليميرزا نخواهد بود و آنها هم اگر روس بخواهد او بتهران برسد مخالفت نميتوانند بكنند بهرصورت چنان صلاح ديدند با ناصر الملك از در خصوصيت در آيند و او را بتهران برگردانند كه به اين وسيله از آمدن محمد عليميرزا جلوگيرى شده باشد و بهانه بىرئيس بودن دولت از دست خارجه گرفته شود اين بود كه سردار اسعد پسر خود سردار بهادر را كه براى گردش باروپا آمده بود مأمور كرد ناصر الملك را ديده او را از سردار اسعد اطمينان بدهد و بگويد من اگر از شما اطمينان حاصل كنم و شما نخواهيد كابينه بختيارى برقرار باشد صمصام السلطنه و سردار محتشم را از كابينه بيرون خواهم كرد و از طرف ديگر معتمد خاقان كه اكنون قوام الدوله است باروپا آمده بناصر الملك اظهار مىكند صمصام - السلطنه و سردار محتشم اگر از شما اطمينان حاصل كنند و شما برگرديد و نخواهيد سردار اسعد در تهران باشد او را باروپا بفرستند و شايد براى همين كار او را باروپا
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 217 | يحيى دولت آبادى