تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
فرستاده باشند . از طرف كابينه تهران تلگراف بناصر الملك مىشود كه زود برويد بلندن و كارها را تمام كنيد و بايران برگرديد چه در اين ايام وزير خارجه روس سازانف بلندن مسافرت نموده است كه با دولت انگليس راجع به كار بالكان و عثمانى و ايران صحبت بدارد و قرار قطعى بگذارد و كار تقسيم ايران را با يكديگر تمام نمايند اين مطلب هم اسباب وحشت زياد در تهران شده است . كابينه تهران ميخواهد ناصر الملك برود بلندن و در مذاكرات آنها شركت نمايد يعنى از خيالات ايشان جلوگيرى كند . و هم در اين ايام قصه راه‌آهن و استقراض براى ايران در پاريس مطرح گشته كمپانى انگليس و فرانسه و روس ميخواهد امتياز راه‌آهن تمام ايران را گرفته قرضى هم بدهد در تهران كار بىپولى به سختى كشيده است اصرار دارند زودتر اين كار تمام شود كه پولى بدست آورده باشند در صورتى كه بموجب قانون اساسى وزراء حق دادن اين گونه امتيازات را در موقع انفصال مجلس ندارند ناصر الملك در جواب تأكيدات تهران اظهار داشته كه چون من بموجب قانون اساسى انتخاب شده‌ام و همان قانون مرا غير مسئول قرار داده پس بايد مجلس را دائر كنيد كه قانونا بتواند در اين كارهاى مهم رأى بدهد و اگر نميشود به زودى دائر كرد يك مجلس موقتى از طبقات خلق دائر كنيد كه رأى آنها قائم مقام رأى مجلس شورايملى باشد و هم يك وزير مسئول از طرف دولت بيايد همراه من برويم داخل مذاكرات بشويم ميان كابينه تهران و ناصر الملك اين مذاكره به طول انجاميد و در اين مدت ناصر الملك گاهى در اويان سرحد فرانسه در كنار لاك لمان بود و گاهى در سويس در شهر موننرو در تهران بملاحظات شخصى و غيره نميتوانستند وزير مسئولى انتخاب نموده بفرستند ناصر الملك هم بىبودن وزير مسئول اقدام نميكرد كه بلندن برود يا داخل مذاكره بشود كم‌كم وقت تنگ شد و وزير خارجه روس بلندن رسيد آنوقت از تهران تلگرافا صمد خان ممتاز السلطنه را در پاريس وزير مسئول كردند و مأمور نمودند كه بيايد بسويس نايب السلطنه را بلندن حركت دهد و خودش از جانب دولت داخل مذاكره گردد و طولى نكشيد معلوم شد