تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

فصل بيست و چهارم حكومت بختيارى در ايران

رياست رؤساى بختيارى بر دولت كه هرگز تصور اين مقام را براى خود نميكردند آنها را وادار مىكند كه جدا در مقابل حملات محمد على ميرزا و سالار - الدوله ايستادگى نمايند على الخصوص كه قوه ارامنه و مجاهدين هم كه در تحت رياست يپرم خان رئيس كل نظميه ايران تشكيل وسيعى دارد با آنها همراه است اين است كه محمد عليميرزا را دفع ميدهند و سالار الدوله را مكرر شكست داده متوارى ميسازند رياست بختيارى و پيشرفت كار آنها در ايران بسردار اسعد در اروپا قوت داده او را براى مراجعت بايران حاضر مىكند او هم بفكر خود ميخواهد اسباب قوتى در خارج براى خود فراهم كند كه ديگر تزلزلى در كار بختيارى نباشد و رياست براى او باقى بماند و بلكه خود را بتخت و تاج ايران هم نزديك نمايند سردار اسعد تصور رسيدن به آن مقام را هم مىكند و اگر مانع خارجى نداشته باشد در داخل مملكت براى اين كار اشكالى ديده نميشود اين است كه بعضى بندوبست‌ها در خارج كرده با سعد الدوله كه بعد از توپ بستن مجلس رئيس الوزراى محمد عليميرزا شد و بعد از غلبه نمودن ملتيان از ايران خارج شده در سويس متوقف است قراردادى مىكند كه او را بايران برگرداند و در اين كار شايد قصدش تراشيدن يك شخص سياسى در مقابل ناصر الملك است و هم در پاريس با اشخاصى ملاقات مىكند و عازم مىشود باتفاق مخبر السلطنه كه بعد از معزول شدن از حكومت آذربايجان باروپا آمده است روانه ايران گردد و سردار اسعد در ورود بتهران خود را مشير و مشار كل ميداند صمصام السلطنه رئيس الوزراء مجبور است از او تا يك اندازه حرف‌شنوى داشته باشد مردم بى خبر هم تصور ميكنند هركس باروپا رفت و برگشت از تمام سياست خبردار ميگردد اين است كه در باب اقدامات روس و تحكمات او از وى رأى ميخواهند سردار اسعد نظر به قراردادى كه در خارج داشته يا
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 215 | يحيى دولت آبادى