تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

فصل بيست و سوم وقايع جانگداز تبريز و اقدامات در خارج

اواسط دهه عاشورا يكهزار و سيصد و سى ( 1330 ه ) قشون وحشى روس وارد تبريز شده بناى قتل و غارت را ميگذارد حتى از كشتن زن و بچه هم دريغ نميكند قشون روس در تبريز انواع وحشيگرى را نموده ميگويند قشون امپراطورى غضبناك شده است بالاخره عنوان ميكنند ما در اين حادثه دولت ايران را مسئول نميدانيم و خودمان مؤسسين و مظنونين را محاكمه نظامى كرده مجازات ميدهيم بديهى است در اينحال اينك قشون روس مستبدين همان شهر خواهند بود كه چند سال است از طرف ملتيان در فشار بوده آواره و مخذول بوده‌اند در اين صورت مؤسسين و مظنونين وطنخواهان و اشخاص باوجدان ميشوند مجلس محاكمه مشئوم روس در تبريز پس از كشتار بسيار كه كردند دائر شد و جمعى از بزرگان و رؤساى مشروطه‌خواه را از روحانيان و از جوانان تحصيل كرده باوجدان و از صاحبان افكار جديد بدار زدند و به خيال خود چراغ احساسات تازه را در آذربايجان خاموش كردند . قشون روس در روز عاشورا دهم محرم يكهزار و سيصد و سى 1330 بزرگترين اشخاص و وطن‌دوست‌ترين روحانيان تبريز ثقة الاسلام را جزو مقصرين بدار زد و خواست قدرت خود را بملت ايران نشان داده بگويد در بزرگتر روز مذهبى و ميان متعصب‌ترين مردم ايران مىشود بزرگترين روحانيان را علنا كشت و كسى نتواند نفس بكشد بلى كردند آنچه خواستند و در حقيقت اين اشخاص بدست مستبدين داخلى كشته شدند كه چون اندك پر و بال يافتند خواستند تلافى كرده باشند آنچه را مشروطه‌خواهان بعد از فتح تهران كردند كه شيخ فضل اللّه نورى و ميرهاشم تبريزى و غيره را كشتند بهرصورت بعد از اين روز باز جمعى از مشروطه‌خواهان را گرفتند و كشتند و شهر تبريز بلكه آذربايجان و بلكه تمام شمال ايران تا اطراف تهران در زير اشغال قشون روس در آمد در اينوقت كه من اين شرح