تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و شايد تا يك اندازه از بعضى ترتيبات گذشته پشيمانى داشته باشد اين است كه مكرر در مجالس خصوصى و در مجمع ايرانيان باهم نشسته گفتگو ميكنيم كه كارهاى حاضر ايران نتيجه مقدمات گذشته است و امروز براى تغيير اوضاع حاضر از دست ما در اروپا كارى ساخته نيست اما ميتوانيم از امروز ترتيب مقدماتى بدهيم كه براى فرداى ايران مفيد باشد ميتوانيم تشكيلات صحيح بدهيم ميتوانيم ايرانيان محصل را كه در خارجه هستند تشويق كنيم كه بتوانند پس از ختم تحصيلات در يك فكر و خيال بايران برگردند ميتوانيم افكار اروپا را بتوسط روزنامجات بسوى ايران بيشتر از اينكه هست متوجه سازيم ميتوانيم اختلافات شخصى را كه بنام فرقه روزگار مملكت را سياه كرده بهروسيله باشد مبدل بالفت و آميزش كنيم خاصه كه دولت هم همراهى كند و از بابت مخارج نگران نباشيم ما بايد بدانيم بعد از اين تكليفات ما در راه خدمت به وطن مضاعف شده و بر هرايرانى واجب است دقيقه‌ئى آرام نگيرد تا مطمئن شود وطن مستقل دارد از اين قبيل حرفها مىزنيم و همه تصديق ميكنند و بالاخره با بعضى قراردادها تقىزاده هم حاضر مىشود با ما كار كند و از پاريس باسلامبول ميرود كه آنجا بوظائف خود رفتار نمايد ديگران هم هركدام بتكليفات خود ميپردازند و پس از يك ماه خطى از تقىزاده بنگارنده و بيكى ديگر از اعضاى هيئت ميرسد كه ما را برفتن باستانبول و شركت نمودن در اجراى نقشه‌ئى كه تازه در آنجا كشيده‌اند ترغيب مينمايد بىآنكه بدانيم نقشه چيست و نقشه‌كشان كيانند ما پذيرفتن يا نپذيرفتن دعوت را موكول بدانستن نقشه ميكنيم بىآنكه آگاهى تازه‌ئى در اين موضوع دست بدهد و حدس زده مىشود كه ميخواهند بانقلاب تازه‌ئى در ايران شروع نمايند در اينوقت خبر ميرسد جمعى از انگليسيان كه بنام كميته ايران در لندن مجمعى دارند ميخواهند ميتينگى بدهند بر ضد اقدامات روس در ايران و از لندن حسن‌طلب مىشود كه در اينموقع من هم آنجا باشم اين است كه روز يازدهم ژانويه 1912 از پاريس روانه لندن ميشوم . كميتهء سياسى انگليس و ايران كه پرفسور براوون و مستر لنج از اعضاى آن بايران و ايرانيان از ديگر اعضاء نزديكتر ميباشند و براى منافع مشترك ايران و انگليس كار ميكنند در يكى از بزرگترين طالارهاى عمومى لندن ميتينگى ميدهد چند هزار نفر