بايد دانست آن قشونى كه از روس مدت كمى پيش از خلع محمد عليميرزا بعنوان درآوردن شهر تبريز از محاصره دولت و رساندن آذوقه بآذربايجان وارد شد ديگر بازگشت نكرد و در واقع از ابتداى دولت جديد آذربايجان بلكه خراسان و گيلان هم تا يك اندازه چنان كه از پيش گفته شد بقشون روس مشغول بود در موقع ورود ناصر - الملك بتهران و استقرار او بكرسى نيابت سلطنت روسها صلاح ديدند اظهار خصوصيتى موقتا با دولت ايران بكنند اين بود قشونى كه در قزوين ساخلو داشتند بردند و روزنامهاى زبان دربار روس نوشتند ما قشون خود را از قزوين برديم ولى اگر ايرانيان به تكليف خود رفتار نكردند دولت روس ديگر نميتواند للگى از يك طفل هزار ساله بكند از اين عنوان معلوم بود روسها در يك خيال بزرگترى هستند و اين اقدام جزئى را بمصلحت كردهاند خلاصه تبريز مدتى آرام بود مهديقليخان مخبر السلطنه والى آذربايجان بملايمت و استقامت رفتار ميكرد در موقع ياغيگرى رحيم خان چليپانلو و شاهسونها و فتنه اردبيل كه بيشتر بتحريك روس بود چون دولت قدرت بخرج داده آن فتنهها را چنان كه نوشته شد خوابانيد اشرار آن طرف را مجازات داده جمعى از خوانين آنها را بتهران آورده محبوس ساخت آذربايجان ظاهرا آرام شد ولى حق دولت بود كه يك قشون ساخلوى قابلى بعد اين فتح مقيم آن سامان كند و نكرد اين بود كه مادههاى فساد دوباره در آنجا جمع شده رحيمخان كه به خاك روسيه پناه برده بود برگشت و بناى ياغيگرى را گذارد صمد خان سركشى كرد شاهسونها بهيجان آمدند هواخواهان محمد عليميرزا يعنى مستبدين قديم كه رئيس روحانى آنها حاج ميرزا حسن مجتهد تبريز بود منفور ملت شده در پناه روسها زندگانى سخت و مخفيانه ميكرده سر بر آوردند روسها هم دائما مشغول تحريكات بودند و بحكومت مخبر السلطنه رضايت نداشتند و از دولت عزل او را تقاضا ميكردند ولى مردم آذربايجان مخبر السلطنه را ميخواستند و راضى نميشدند او معزول شود دولت هم ملاحظه رضاى مردم را ميكرد اين كار هم مخالف ميل روسها و مستبدين بود در خلال اين احوال بازى اعتدال و انقلاب هم در آذربايجان قوت گرفت و ملتيان آنجا مانند تهران بجان يكديگر افتادند يكدسته با مخبر السلطنه شدند و يكدسته بر ضد او و اين اختلاف كلمه بهترين وسيلهئى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٠٠