حال را مينويسم دوازده هزار قشون روس در نقاط شمالى ايران اقامت دارد انگليسيان هم يكعده سوار هندى بجنوب ايران فرستادهاند ولى كمتر مداخله ميكنند و مقصودشان به ظاهر حفظ راهها و قنسولخانها و تجارتخانهاى خودشان و مخصوصا نفت است و اينكه بر حسب قراردادى كه با روس دارند چون قشون روس در شمال وارد شده ميخواهند آنها هم صورتى بجا آورده باشند .
سياست خارجى انگليس در اين وقت كه بوزارت خارجه ادوارد گرى است باندازهئى ميدان مداخله در ايران بروس داده كه نه تنها بسياست و تجارت خودش ضرر زده بلكه از شأن و مقام انگليس در ايران و در تمام مشرق كاسته است در جلد دوم اين كتاب نوشتيم كه حاكم ما بين روس و انگليس در وسط آسيا عهدنامه 1907 است و در آن عهدنامه منطقه نفوذ تجارتى هريك معين گشته و مقرر است هيچيك از آنها مداخله پولتيكى در ايران نكنند و نگذارند ديگرى هم مداخله نمايد اما روسها بفصول عهدنامه وفا نكرده تصرفات مالكانه در شمال مملكت ميكنند حكومت انگليس هم نگاه مىكند و ساكت ميماند .
يكى از مطالب عمده ايران مسئله راهآهن است كه روسها از ناصر الدين شاه امتياز آن را به مدت معينى گرفته نگاهداشتند تا ديگرى امتياز نگيرد و خودشان هم نساختند حالا آن مدت تمام شده و ممكن است دولت ايران اين امتياز را بآلمان بدهد لهذا هم روس و هم انگليس از اين بابت نگرانند على الخصوص كه آلمان راهآهن بغداد را ممكن است به زودى بسرحد ايران برساند و مذاكره هست كه تقاضاى راه خانقين و تهران را خواهد كرد اگرچه روس بواسطه قراردادى كه در ملاقات دو پادشاه در پوتسدام رويداده و قرارى كه با آلمان داده تا يك اندازه خيالش آسوده است و ميداند آلمان در شمال ايران مزاحم او نخواهد بود ولى انگليس بينهايت نگران است و البته نخواهد گذارد آلمان بواسطه راهآهن بغداد در خليج فارس پروبالى باز كند در اين صورت در باب راهآهن ايران با روس موافقت مىكند كه برضاى يكديگر فيصل يابد در اين حال در راه سياست خارجى ايران تا وقتى كه تكليف قطعى راهآهن معين نشده باشد هرقدم برداشته شود مسئله راهآهن را بايد پيش پاى خود ديد و در
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٠٤