كرده نگذاردند وارد شود او هم در قتل و غارت اطراف كوتاهى نميكرد و همه وقت شهر را تهديد مينمود قصه تأخير جواب اولتيماتوم روس در تهران بهانه بروسها داده چند هزار قشون وارد آذربايجان كرده بر عده آنها كه آنجا بودند ميافزايند البته مأمورين روس در تبريز خوب ميدانند اشخاص مخالف با آنها كيانند و سردسته آنها چه كسان قشون روس كه بتبريز رسيد بناى مداخله را گذارد و خواست صمد خان را وارد شهر و مجاهدين را مقهور او كند يعنى خواست مشروطهخواهان تبريز را تسليم مستبدين نمايد مجاهدين تمكين نكردند و ما بين آنها و قشون روس جنك در گرفت چون قشون روس در اين شهر سابقه تاريخى موحشى دارد كه در آن تاريخ چون داخل تبريز شدند مردم در كشتن و مفقود كردن آنها بهر وسيله بود كوتاهى نكردند در اينموقع يا مردم در نظر داشتند آن قصه تاريخى را تجديد نمايند و يا آنكه روسها ترس داشتند آن قصه تجديد شود اين بود كه سخت ايستادگى كردند چند روز جنك درگير بود از طرفين جمعى كشته شدند يك دفعه هم بروسها شكست وارد ساختند ولى معلوم است يكعده مجاهد در جنك با چند هزار قشون مرتب قوى روس تا يك اندازه تاب مقاومت دارد از آن اندازه كه گذشت مجاهدين متفرق ميشوند .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٠٢