هر نظريه سياسى كه در زير پرده نازكى انگليس راجع بايران بروس بدهد روح مسئله را جلوگيرى از راهآهن بغداد و اطمينان يافتن از عدم موفقيت آلمان بگرفتن امتياز راهآهن در ايران بايد ديد در اين صورت پس از آنكه انگليسها ديدند روسها پىدرپى بر تجاوزات خود در ايران ميافزايند و پاى بست عهدنامه 1907 نميشوند به خيال ميفتند جلوگيرى اساسى كرده باشند خاصه كه صحبت كشيدن راهآهن ايران هم از جانب روسها مىشود يكنفر از اعضاى دوماى روس براى اين كار بلندن ميرود و مأيوس برميگردد اين است كه از روى عاقبتانديشى انگليسيان يك عهدنامه مخفى با روس ميبندند و چنان كه مستشرق معروف پرفسور ادوارد براون انگليسى دوست ايران اين مطلب را حدس زده عهدنامه مزبور بايستى ما بين 24 نوامبر 1911 و 14 دسامبر اينسال بسته شده باشد چه در ميان اين دو تاريخ دو مرتبه در پارلمان انگليس از وزير خارجه پرسش شده است عهدنامه مخفى با كسى داريد يا نه در تاريخ اول جواب منفى داده و در تاريخ دوم مثبت مستشرق سابق الذكر ميگويد چه دور باشد كه در ميان اين دو تاريخ عهدنامه مخفى ما بين انگليس با روس راجع بايران بسته شده باشد و بديهى است در اين عهدنامه ايران به تمام معنى ميان روس و انگليس تقسيم شده است ديگر تا دست حوادث روزگار چه قدرتنمائى بروز بدهد خلاصه نگارنده ميرود بپاريس و پس از ورود شرحى بتقىزاده مينويسد ( تقىزاده بعد از مدتى كه در تبريز بود باسلامبول رفته آنجا اقامت گزيده و اين ايام بمناسبتى بپاريس آمده و بلندن رفته است ) كه اگر در لندن توقف داريد آنجا شما را خواهم ديد و اگر مراجعت بپاريس ميكنيد زودتر بيائيد كه همديگر را ملاقات نمائيم مرادم اينست بدانم او بچه خيال باروپا آمده و در چه راه سير مىكند و ببينم آيا حوادث واقعه و دور شدن از ايران و بىنتيجه ماندن خيالات او و رفقايش و متزلزل شدن استقلال ايران آنقدر به او اثر كرده است كه حالا حرفهاى بىغرضانه مرا كه در تهران ميگفتم تصديق كند و من بعد راهى را كه بايد پيمود بپيمايد بلكه بتوانيم راه صحيحى پيش پاى فرقه دموكرات ايران بگذاريم كه وظيفه امروز خود را بشناسد و به آن رفتار كند تقىزاده بعد از سه روز بپاريس ميآيد و مرا ملاقات مىكند در ملاقات اول ميبينم تغيير كلى در حال او پيدا شده
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٠٥