خاك او شده و پىدرپى زياد گشته رو بمركز ميروند خلاصه مدت اولتيماتوم ميگذرد و در تهران دل خود را خوش دارند كه قشون روس در قزوين مانده وارد تهران نميشود در صورتى كه توقف قشون در قزوين اولا صلاح خود روسها است و شايد انگليسيان رأى ندادهاند كه قشون بتهران وارد گردد بهرصورت روسها مجددا اطلاع ميدهند كه اگر فورا جواب ندهيد ما در آذربايجان و گيلان و قزوين مداخله خواهيم كرد دولتيان از يكطرف نميخواهند شستر را معزول كنند مشروطهخواهان هم بعزل او راضى نميشوند و از طرفى تقاضاى دوم را كه نظارت بامر مستخدمين خارجه باشد بيشتر از عزل شستر مضر باستقلال مملكت ميبينند و احتمال ميدهند اگر شستر را عزل كنند روسها در باب شرط دوم ملايمت نموده با يك ظاهرسازى مردم را راضى كنند كه لطمهئى باستقلالشان نخورده است خلاصه هرچه بيشتر معطل ميكنند كار سختتر مىشود بالاخره دولتيان ميبينند با وجود اختلافات فرقهبازى در مجلس ممكن نيست بتوانند جوابى بروس بدهند ناچار نايب السلطنه مجلس را منفصل كرده حكومت را در تهران نظامى مينمايد و در يك وقت بسيار تنگ كه تا يك اندازه روسها شروع بمداخله كردن در تبريز و رشت كردهاند جواب اولتيماتوم را داده تمام فصول آن را ميپذيرند و استقلال چند هزار ساله ايران قربانى غرضهاى شخصى چند نفر وكيل و وزير جاهل مغرض از هرفرقه مىشود خوب آيا بعد از اين قربانى عظيم كه تا ابد از خاطر هيچ ايرانى ايرانى - نژاد محو نخواهد شد روسها آرام گرفتند و قشون خود را پس كشيدند و دست از مداخله برداشتند نه بلكه برفتن شستر فى الجمله انتظامى هم كه در امر ماليه بود برهم خورد نفوذ روس در دوائر دولتى زيادتر شد بقبول شرط دوم مستخدمين اجنبى كه از قديم بودهاند و تازه آمدهاند همه حساب كار خود را كردند و دانستند بايد مطيع كجا باشيد اين حال دربار شكست خورده حالا نظر كنيم بشمال مملكت روسها در اوايل محرم يكهزار و سيصد و سى 1330 در رشت و تبريز مداخله كرده اسلحه را از دست مجاهدين و قشون دولت ميگيرند در رشت يك مصادمه مختصرى مىشود و ايرانيان تسليم ميگردند ولى در تبريز مجاهدين غيور ايستادگى كرده عاقبت كار وخيم مىشود .
اينجا بايد مختصرى از اوضاع عمومى آذربايجان در اين ايام بنويسم
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٩٩