تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
مىشود و ميخواهند مشغول انتخابات بشوند اين حوادث انتخابات را معوق ميگذارد مجلسيان هم صلاح ميبينند بر مدت وكالت خود بيفزايند و تا مملكت آرام شود بر سر كار باشند اگرچه در اين موضوع مدعى بسيار دارند ولى بعضى تلگرافات از ولايات بدست آورده همانها را بضميمه انقلابات مملكت بهانه كرده وقت خود را طولانى ميكنند در اينوقت صمصام السلطنه بختيارى رئيس الوزراء است و خوانين بختيارى قدرت تام در دوائر دولتى دارند ناصر الملك نايب السلطنه هم كه مكرر استعفاء ميداده و در دفعه آخر جدا خود را از كار اخراج كرده باز به خواهش مردم متصدى امور گشته است در خلق تهران هيجان فوق العاده هويدا شده شاگردان مدارس در كوچه و بازار فرياد يا مرگ يا استقلال ميزنند زنها بهيجان آمده خود را براى مدافعه حاضر ميكنند و همچنين در ايرانيان در همه جا شور و انقلابى حاصل شده افسوس كه بىحاصل است جوانان محصل ايرانى هم در لوزان بهيجان آمده و قصد رفتن بايران را دارند و ميخواهند مرا هم با خود ببرند در اين احوال بملاحظاتى صلاح ميبينم از سويس بپاريس رفته از كارهاى ايران بهتر خبردار شوم و بلكه بتوانم كمكى در اين احوال باستقلال مملكت بنمايم اينست كه شاگردان را آرام نموده وعده مىدهم در پاريس و لندن براى آنها همفكر پيدا كنم و اگر بنا شد بروند يك جمعيت مهمى باشند خلاصه با كمال پريشانى خاطر در دهم ذى الحجه يكهزار و سيصد و بيست و نه 1329 از سويس بپاريس ميروم در گاركه شاگردان بمشايعت من آمده‌اند حبيب اللّه خان شيبانى محصل حقوق كه او را بدخول در نظام تشويق كرده‌ام تقاضا مىكند در پاريس تحقيق كنم اگر او را بسنسير قبول ميكنند خيرخواهى مرا بپذيرد بپاريس ميرسم و از احوال وطن بهتر آگاه ميگردم و بر پريشانى خاطرم بسى افزوده مىشود خواهش حبيب اللّه خان هم انجام شده ميآيد و بسنسير وارد مىشود چون محصل خوبى است شايد روزى به كار مملكت بيايد . در پاريس يك سفارتخانه داريم كه سفيرش صمد خان ممتاز السلطنه است صمد - خان از مردم اين زمان است و بيشتر بخودنمائى ميپردازد جمعى از مستبدين ايران اينجا هستند كه غير از عيش‌ونوش فكرى ندارند جمعى محصل هستند كه بيشتر آنها بعياشى وقت ميگذرانند بعضى از آنها هم تحصيل ميكنند پس در ايرانيان پاريس كسى كه براى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 197 | يحيى دولت آبادى