تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و اخيرا جزو روس مآبان شده بمحمد عليميرزا پيوسته و باهم باتفاق حمله بتاج و تخت ايران نموده‌اند كه اكنون مقهور و مطرود شده دولت ميخواهد دارائى او را ضبط كند سفارت روس در تهران مانع مىشود مامورين ماليه ايران بدستور خزانه‌دار كل مأمورين سفارت را جواب گفته حكم دولت را اجرا ميكنند روسها فورا اولتيماتومى بدولت ايران ميدهند كه اموال شعاع السلطنه نزد بانك ما گرو مىباشد ( در صورتى كه واقعيت نداشت و بلكه شعاع السلطنه پول نقد در بانك روس داشت ) اگر آن اموال را به تصرف ما ندهيد قشون وارد خاك ايران خواهيم كرد و بعد از تصرف دادن آن اموال وزير خارجه هم بايد رسما بيايد بسفارت ما معذرت بخواهد درباريان و مجلس ملى كه درست واقف بمواقف عصر نيستند به اين اولتيماتوم اهميت نداده دفع الوقت ميكنند تا قشون روس وارد سرحد مىشود آنوقت الجاء حكميت اين كار را بانگليس واگذار ميكنند انگليسها هم رأى ميدهند كه برويد معذرت بخواهيد و اموال شعاع السلطنه را هم به تصرف روسها بدهيد دولت ناچار هردو خواهش روس را بجا ميآورد اما روسها ديگر به اين اندازه قانع نشده اولتيماتوم ديگر ميفرستند و در آن سه مطلب ميخواهند اول آنكه شستر از كار خود خلع شود دوم آنكه من بعد در باب مستخدمين خارجه كه دولت ايران ميخواهد نگاهدارد و يا تازه اجير كند نظر روس و انگليس را جلب كرده باشد سيم آنكه خسارت قشون‌كشى بايران را بروس بدهند و 48 ساعت براى اين كار مدت قرار ميدهند عمده مقصود روسها در اين اولتيماتوم خلع شستر است زيرا اين مرد در مقابل تحريكات روس و انگليس سخت ايستادگى كرده آنچه را كه مضر به حال ايران بوده در جرايد نشر ميداده از تجاوزات آنها به قدر امكان جلوگيرى مينموده است اينست كه در باب خلع او انگليسها هم با روسها همفكر هستند بلكه در موارد اولتيماتوم غير از مسئله خسارت دادن كه ميدانند دولت ايران استطاعت مالى ندارد با روسها همرأى ميباشند و اين تحميلات سخت را بر دولت ايران براى استحكام عهدنامه هزار و نهصد - و هفت خود مفيد ميدانند خلاصه اولتيماتوم دوم روس حواس دولت و ملت ايران را پريشان كرده پيش از آنكه جوابى داده شود روسها چند هزار نفر قشون وارد انزلى ميكنند كه بجانب تهران روانه شوند در اينحال مجلس شورايملى هم مدتش منقضى