شمشير ديانت را بزرگتر حربه قرار ميدهند انقلابيون هم شروع بعمليات كرده حسن خان امين الملك را كه سابقا از كاركنان محمد على ميرزا بود و در اسبابچينى و فتنهانگيزى كمنظير است و اخيرا در زمره كاركنان سپهدار اعظم محسوب مىشود و بر ضد انقلابيون روز و شب كار مىكند شبانه در خانهاش ميكشند اگرچه كشته شدن ناگهانى امين الملك قدرى موجب وحشت اعتداليون ميگردد ولى حرارت آنها را هم زياد كرده بيشتر در مقام معارضه برميآيند و ميكوشند بلكه صدمهئى بانقلابيون بزنند و هم در اين احوال موقر السلطنه پسر ناظم السلطنه كه از جوانان وقيح متهور و از حواريون محمد عليميرزا شاه مخلوع و از تبعيدشدگان مىباشد به لباس مبدل از سرحد ايران وارد مىشود تا براى محمد عليميرزا كارروائى كند چه ارتجاعيون از تشتت احوال مليون بطمع افتادهاند بلكه گمكردههاى خود را پيدا نمايند اينست كه روابط آنها در داخل مملكت با تبعيدشدگانشان رو بشدت نهاده انجمنهاى سرى تشكيل ميدهند روسها هم آنها را از هرجهت مساعدت مينمايند آمدن موقر السلطنه با اين جرئت بتهران از راه استرآباد هم يكى از همين اسباب ارتجاعى است پس از ورود بتهران ميبيند شايد گرفتار شود به خانه سپهدار پناه ميبرد و تصور نميكند كسى در خانه سپهدار به او تعرض نمايد ولى انقلابيون اعتنا نكرده سپهدار را از حمايت او تهديد ميكنند و او را بنظميه جلب كرده پس از دو سه مجلس استنطاق بر سر دار اعدام بآرزوهاى دور و درازش خاتمه داده مىشود كشته شدن موقر السلطنه ديگ طمع ارتجاعيون را از جوش انداخته اندكى بجاى خود مينشينند .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٣٠