شديد خواهيد شد من تكليف خود را ميدانستم بيايم اين مذاكرات خيرخواهانه را با شما بنمايم و هم پيغام اجتماعيون عاميون بادكوبه را به او ميرسانم كه نه پاى خود را از گليم خويش بيشتر دراز كن و نه بگذار كسى پا بگليم تو بگذارد پس از اين مذاكرات تصور ميكنم تغيير حالى براى او حاصل شود و اثرى بر مذاكرات من مترتب گردد ولى افسوس كه هيچ اثر نكرده در زير پرده نازكى بتوسط اولاد خود و ميرزا محسن دامادش مشغول مىشود بمداخله نمودن در هركار و جمع كردن عوام و دستور العمل دادن به آنها براى اقداماتى كه بواسطه آن اقدامات عوامانه اولياى دولت و وكلاى ملت حاجت خود را بوجود او بدانند و او را مانند سابق مشير و مشار كل قرار دهند و بفوائدى كه در نظر دارد برسد و بزرگتر اسبابى كه تحصيل كرده حصول رابطهءايست كه با بعضى روحانيان نجف كه قريب الافق با او بند بستوبند نموده كه در كارهاى دولت و ملت توحيد مساعى نموده به يكديگر فائده برسانند اما اين اسباب بعد از كشته شدن شيخ فضل اللّه در نظر تجددخواهان اهميت ندارد و اقتضاى زمان مساعدت با اين خيالات نميكند .
بالجمله كدورتى كه ميان سردار محيى و سردار اسعد حاصل شده سردار محيى را بفرقه اعتداليون نزديك مىكند آنها هم نظر بضعفى كه در برابر اقدمات جسورانه انقلابيون دارند وجود او را كه داراى يك عده مجاهد است مغتنم شمرده خود را بوجود او و سردار منصور گيلانى كه همهگونه استعداد مادى و معنوى در تهران و گيلان دارد قوت ميدهند آقا سيد عبد اللّه هم كه طبعا از بختياريها و انقلابيون آزرده خاطر است به طرف اعتداليون متمايل شده دسته بزرگى مركب از سپهدار اعظم سردار محيى و جمعى از رجال و امراى درجه دوم كه همراه به اين جمع هستند و آقا سيد عبد اللّه و بستگان او و جمعى از بازاريان فرقه اعتدال را تشكيل ميدهند و تمام اوقات خود را صرف برهمزدن حوزه انقلابيون كه سردار اسعد هم حامى آنها شناخته مىشود مينمايند هريك به جهتى و از روى مقصدى .
و چون دسته اعتدالى مركب از روحانى و غيره جز به راه مذهب از وجود روحانيان نميتوانند استفاده بكنند اينست كه تمام اين هيئت از امير و وزير و وكيل و رئيس و مرئوس و روحانى و هركه هست غمخوار اسلام و اسلاميت شده در مقابل تهورات انقلابيون
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٢٩