افسوس كه كشمكش دستجات مختلف در تهران نميگذارد آنطور كه ملت بايد از اين فتوحات استفاده نمايد نموده باشد .
دو دسته مجاهد يكى گارد فاتح از طرف انقلابيون ديگر گارد محيى از طرف سردار محيى و اعتداليون دائما باهم ضديت مينمايند و اسباب اغتشاش فراهم ميكنند مفسدين داخلى و محركين خارجى هم در كار فتنه و فسادند و به آتش اختلاف دامن ميزنند در يكى از بحرانهاى كابينه سپهدار و سردار اسعد شغل خود را تبديل ميكنند سپهدار وزير داخله سردار اسعد وزير جنگ مىشود .
در اين حال رؤساى عشاير جنوب بوزارت سردار اسعد حسد مىبرند مخصوصا ايل قشقائى كه رقيب بزرگ بختياريها است زير بار رياست بختيارى نميرود و موجب اغتشاش عظيم ميگردد نائب حسين كاشى در كاشان بفتنهانگيزى و غارتگرى پرداخته در كرمانشاهان و لرستان اغتشاش برپا مىشود در مازندران بتحريك مستبدين تهران آثار فتنه ظاهر ميگردد در اغلب نقاط شمال بتحريك روس و روسمآبان مفسده ظاهر مىشود .
اما مطبوعات فرقه انقلابيون روزنامه ايران نو را ارگان خود قرار داده فرقه اتفاق و ترقى كه خارج از اعتدال و انقلاب بمظاهرت فرقه اتحاد و ترقى ارامنه تشكيل شده روزنامه استقلال ايران را ارگان مىكند اعتداليون هم روزنامهئى بنام وقت تأسيس مينمايند و اين سه روزنامه دائما باهم مجادله قلمى دارند .
در اين ايام ستار خان سردار ملى و باقر خان سالار ملى را از تبريز بتهران ميطلبند خبر حركت آنها كه بتهرانيان ميرسد عموما مهياى استقبال و پذيرائى ميگردند مكرر رؤساى انقلابيون مخصوصا آذربايجانيها كه تصور ميكنند آنها در تهران آلت دست مخالفين ايشان خواهند شد از اين جهت ميخواهند آنها بعنوان زيارت چندى بعراق عرب بروند ولى سردار و سالار بتهران ميآيند چون اوضاع تهران با وفور اغراض خصوصى كه هست مشاهده مىشود نگارنده شرحى بيكى از دوستان در قزوين نوشته دستور ميدهد در موقع خلوت مكتوب مرا براى ايشان بخواند در آن مكتوب مينويسم حضرت سردار و حضرت سالار محترم نگارنده مدالهاى شما را زيب بر و دوش اشخاص بزرگ مشاهده كردهام اين شرف و افتخار كه شما تحصيل كردهايد متعلق است
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٣٣