مجلس قبول نكند لهذا نگارنده صورت استعفاء را نوشته براى سپهدار اعظم ميفرستم به صورتى كه در دفاتر مجلس شورايملى ثبت است .
روز غره ذى القعده يكهزار و سيصد و بيست و هفت ( 1327 ) سلطان احمد شاه و محمد حسن ميرزا وليعهد او با عليرضا خان عضد الملك نائب السلطنه بمجلس آمده مجلس را با حضور نمايندگان و سفراى دول اجنبى و هيئت روحانيون و شاهزادگان و بزرگان افتتاح مينمايند .
در اين مجلس به گوش آقا سيد عبد اللّه گفته مىشود مبادا شما حرفى بزنيد كه هيچ صلاح نيست و خارج از دستور است چه احتمال ميدادند سيد براى خودنمائى اگر چه بعنوان دعا كردن باشد صحبتى بدارد و اين اول سخنى است كه بر خلاف آمال و انتظار آقا سيد عبد اللّه بعد از ورود بتهران به گوش او رسيده پى ميبرد كه وضع سابق در كار نيست بعد از افتتاح مجلس ميرزا صادق خان مستشار الدوله برياست انتخاب مىشود و مجلس مشغول نوشتن نظامنامه داخلى خود ميگردد .
پس از ورود آقا سيد عبد اللّه به چند روز فاصله روزى از او وقت خواسته در خلوت ملاقات كرده ميگويم آيا خيال داريد مثل سابق خود را آلوده كنيد به كارهاى سياسى اگر اين خيال را داشته باشيد به نظر من خطا است زيرا اوضاع امروز غير از سابق است امروز چنان كه مسند نيابت سلطنت براى عضد الملك رقيب ندارد مسند رياست شرعى هم براى شما رقيب ندارد شايسته است شما بدون هيچگونه دخالت در امور سياسى اداره شرعيات را منظم نمائيد و شرع را از عرف جدا كنيد بموجب قانون اساسى كه ميگويد شرع در شرعيات و عرف در عرفيات ميگويد و چه خوب ميتوانم اين كار را سكه بدهم قدرى از اوضاع خارج مخصوصا استانبول و مقام شيخ الاسلام و ترتيب باب المشيخه براى او ميگويم و ترغيب بسيار ميكنم و در آخر صحبت ميخواهد اظهار مناعتى كرده باشد ميگويد عمر من گذشته است و بهر مقام كه بايد برسم رسيدهام سخن او باينجا كه ميرسد دستش را گرفته ميگويم آقا اشتباه كردهايد هنوز به آنجا كه بايد برسيد نرسيدهايد بلى اگر آن كار را كه گفتيد خوب ميتوانم سكه كنم سكه كرديد و در عرفيات دخالت ننموديد آنوقت بمقامى كه بايد برسيد خواهيد رسيد و الا دچار محذورات
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٢٨