تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مأموريت او را بر خلاف ميل سپهدار برهمزده اردوئى از طرفداران خود انتخاب كرده گسيل ميدارند و سردار محيى را احضار ميكنند سردار محيى از اين حركت دولتيان سخت رنجيده خاطر شده خاصه كه با بختياريها دشمنى كامل حاصل كرده اينست كه اول مخالفت مىكند و بالاخره بتهران آمده باسبابچينى كردن بر ضد سردار اسعد ميپردازد اينجاست كه ديده مىشود سردار اسعد يكى بواسطه مخالفت سردار محيى با او و ديگر بملاحظه اينكه انقلابيون با صولت الدوله اسمعيل خان رئيس ايل قشقائى كه طرفيت با وى دارد الفت حاصل نكنند خود را مجبور ديده است در باطن با انقلابيون بسازد و اين اول قدم مخالفت جدى سردار اسعد است با سپهدار اعظم و از اين مخالفت مفاسد بسيار طلوع مينمايد كه بعد از نگارش شرح افتتاح مجلس و حوادث زنجان و آذربايجان ببعضى از آن مفاسد اشاره خواهيم كرد . افتتاح مجلس دوم در غره ذى القعده يكهزار و سيصد و بيست و هفت ( 1327 ) مقرر مىشود يك روز قبل از افتتاح مجلس آقا سيد عبد اللّه بهبهانى كه پس از توقيف طولانى از طرف محمد على شاه در حوالى كرمانشاهان بنجف رفته بود وارد تهران مىشود با يك عالم آرزو زيرا تصور مىكند وقتى كه صدمه گرفتارى در موقع بمباردمان مجلس را نكشيده محبوس و تبعيد نشده بود داراى قدرت بود و همه‌گونه فائده ميبرد حالا در راه ملت اين صدمات بر او رسيده است و اشخاصى كه روى كار آمده‌اند همه زيردست او بوده‌اند البته او رياست مطلق خواهد داشت و زمام امور مملكت بحقيقت در دست او خواهد بود غافل از اينكه آن اسباب كه براى تشخصات اوليه او فراهم بود امروز هيچيك موجود نيست بلكه اسباب ضد آن فراهم است بعلاوه اگر او صدمه خورده و تبعيد شده است جمعى از آزاديخواهان حقيقى در اين راه جان داده‌اند و آنها كه زنده مانده‌اند چه تبعيدشدگان و چه غير آنها كمتر از او صدمه نخورده‌اند و ديگر تعقيب سياست سابق بىاثر خواهد بود خلاصه براى تشريفات ورود او بتهران از طرف بستگان او اسبابچينى زياد مىشود دولت هم همراهى مىكند و با كمال احترام وارد ميگردد طرف عصر همين روز با يكى از دوستان از استقبال آقا سيد عبد اللّه برميگردم رفيق راه من اظهار مىكند خوب است برويم بمجلس ببينيم تهيه فردا را ( يعنى روز