تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
من چون بر سابقه احوال مستحضر هستم ميدانم اين غائله رفع‌شدنى نيست تا يكطرف ديگر را مضمحل نمايد و چون سپهدار مرد ساده‌لوحى است البته نميتواند در اين بازى خود را محفوظ نگاهدارد فقط اميدوارى كه هست اينست كه مجلس زودتر دائر شود و او استعفاء بدهد بلكه محفوظ بماند . ديگر از مطالب مهم حكايت مجاهدين است كه جمعى كثير از مردم بىسروپاى تهران و خارج لباس مجاهدى در بر كرده هريك عده از آنها خود را بيك نفر از رؤساى مشروطه‌خواه بسته هركار ميخواهند ميكنند و مردم از شر مجاهدين دروغى در امان نيستند و چون دو دسته شده‌اند اغلب باهم منازعه دارند . اوضاع و احوال مجاهدين را كه ميبينم يادم ميآيد ملا عبد الرحيم طالب‌اف در تمر خان شوره در ضمن مذاكراتش ميگفت از قشون روس كه بناحق در مملكت شما اقامت كرده نگران نباشيد زيرا كه او خواهد رفت ولى از آنها كه رفته‌اند روسها را بيرون كنند نگران باشيد چه اشخاص معلوم الحال قفقازى در سلك مجاهدين بايران رفته اغلب اشخاص سرور و تبعه روس هستند بهيچوسيله آنها را نميتوان راضى كرده مراجعت داد و به هيچ عنوان نميشود آنها را در تحت انتظام درآورد . خلاصه ارباب حل و عقد زحمت بسيار ميكشند تا هركدام از مجاهدين را بتوانند مخارجى داده روانه كنند و هركدام را بتوانند در سلك نظام دولتى درآورند بالاخره قريب نهصد نفر مجاهد موجود است كه سيصد نفر آنها تحت رياست حيدر خان عمو اغلى كه منسوب بفرقه انقلابى است و ششصد نفر تحت رياست معز السلطان سردار محيى به كار خود مشغولند و هردسته مواجب گزاف از دولت ميگيرند و باز ناراضى هستند تا عاقبت كار آنها بكجا انجامد در اواخر شوال يكهزار و سيصد و بيست و هفت ( 1327 ) ناصر الملك از اروپا مراجعت مىكند و هرچه سعى ميكنند او را داخل مشاغل دولتى نمايند نميپذيرد ولى غير رسمى در مجالس وزراء حاضر شده در كارها رأى ميدهد و معاونت مىكند . و هم در ماه شوال فتنه رحيم خان چليپانلو و حادثه جانگداز اردبيل اتفاق ميافتد شرح واقعه اينكه چون روسها ميبينند كارهاى ايران دارد رو بجريان طبيعى ميرود و