مجاهدين معز السلطانى شناخته مىشود مخالفت شديد ميگردد و بر ضد يكديگر كار - روائى ميكنند و روزبروز عنوان دستهبندى قوت ميگيرد تقىزاده بنام مجاهدين قفقاز و فرقه اجتماعيون عاميون ( سوسياليست دمكرات ) نفوذ كلمه خود را زياد كرده خود را بر ديگران مقدم ميداند و اشخاصى از وطنخواهان كه از اين شخصيت دلخوش نيستند جدا بر ضد او كار ميكنند و همه بر ضرر مملكت تمام مىشود .
در اينحال از طرف مركز اجتماعيون عاميون بادكوبه اشخاصى بتهران آمده بر عمليات تقىزاده اعتراض ميكنند مخالفين هم قوت گرفته طولى نميكشد كه از نفوذ كلمه اين جمع كاسته مىشود چون در مشروطه اول نگارنده جزو تندروان محسوب ميشده همه كس انتظار دارد ببيند در ورود بتهران با كدام حزب خواهم بود اما خيال من اينست داخل هيچ حزب نشده خود را مصلح ذات البين قرار بدهم و هردو طرف را نصيحت كنم بلكه اين اختلاف كلمه تا آنجا كه بوحدت قواى ملى در مقابل مستبدين ضرر مىرساند بر طرف شود و مليون با همه اختلاف سليقه كه دارند در اساس باهم متفق بوده باشند اينست كه هركس را ميبينم نصيحت ميكنم و باتحاد و اتفاق دعوت مينمايم و هرطرف بخواهند از ديگرى بدگوئى نمايند او را ملامت مينمايم و البته روحا با دسته اول موافقترم تا دسته دوم كه آزاديخواه حقيقى در ميانشان بسيار كم است و اگر كم و بيشى هم باشند خواه و ناخواه آلت دست مستبدينند .
روزى دو پس از ورود من سپهدار اعظم و سردار اسعد بملاقات من ميآيند در مجلس به آنها ميگويم من عكسهاى شما را در عمارتهاى عالى دنيا ديدهام و مدالهاى شما را بر سينههاى محترمى آويخته مشاهده كردهام شرف و افتخار آن عكسها و آن مدالها متعلق است به تمام ملت شما بزرگواران حق نداريد كارى بكنيد كه بشرف و افتخار آن عكسها و مدالها بربخورد و در همان مجلس از آنها وقت ميخواهم تا در خلوت ملاقات كرده عقايد خود را درباره كارهاى اساسى وطن و در حق خود آنها آشكارا بگويم وقت ميدهند در خانه سپهدار اعظم هردو سردار محترم را ملاقات كرده نگارنده در وسط آنها نشسته دست هريك از آنها را در دست گرفته ميگويم اين مجلس ما يكى از مجالسى است كه در تاريخ ايران ثبت خواهد شد تاريخى كه از شائبه غرض و مرض مبرا بوده
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٢١