را كه حق يا ناحق جزو مجلس شناخته شدهاند خارج نموده از هم مسلكان خود اشخاصى را وارد مينمايند هركس زير بار تبعيت ميرود او را از خود دانسته كار ميدهند و هركس تبعيت نميكند از كارها دور مىشود از اينجا اختلاف كلمه و دو دستگى شروع مىشود و در نتيجه عمليات تقىزاده و رفقاى او موجب رنجش خاطر جمعى شده عنوان مينمايند كه او ميخواهد از روى نقشه ناپلئون بناپارت رفتار كرده خود را بوسيله هيئت مديره شاخص مملكت قرار بدهد و باينجا منجر مىشود كه جمعى از مليون بر ضد تقىزاده و رفقاى او قيام كرده جمعيت مخالفى تشكيل ميدهند تقىزاده هم ناچار مىشود بر جمعيت خود بيفزايد و هركس را چه اهل و چه نااهل همينقدر كه مطمئن شد از خيالات او تبعيت مىكند بپذيرد و عمده كسانى كه با تقىزاده همدست هستند و تشكيل فرقه بدست آنها مىشود حسينقليخان نواب - ميرزا ابراهيم خان حكيم الملك - آقا سيد محمد رضاى شيرازى مدير روزنامه مساوات - شاهزاده سليمان ميرزا - عبد الحسين خان وحيد الملك ميباشند بنام انقلابيون آقايان جمعى از دوستان خود را بمردم تهران و ولايات مخصوصا تبريز معرفى ميكنند براى نمايندگى مجلس شورايملى بلكه بتوانند اكثريت مجلس را ببرند و در اين كار سعى بليغ ميكنند دو نفر سردار فاتح تهران يعنى محمد - وليخان سپهدار اعظم و حاج عليقليخان سردار اسعد بر ضد اين جمع ميباشند و نميگذارند اقدامات آنها چندان مؤثر واقع گردد خاصه كه در مقابل آن جمع فرقه سياسى ديگرى در مسلك اعتدال تشكيل مىشود ابو الحسنخان معاضد السلطنه - ميرزا عليمحمد خان وزيرزاده - اسد اللّه خان كردستانى - ناصر الاسلام گيلانى - ميرزا محمد صادق طباطبائى حاج ميرزا عليمحمد دولتآبادى برادر نگارنده از پيشقدمان اين جمع ميباشند سپهدار اعظم رئيس الوزراء و وزير جنك است جمعى از مجاهدين هم با او همراهند و چون ميانه تقىزاده و معز السلطان كه رئيس مجاهدين است كدورت حاصل شده تقىزاده اسباب فراهم ميآورد رياست مجاهدين با ميرزا عليمحمد خان كه از منسوبان خود او است بشود و باينوسيله قوت مجاهدين را بجانب حزب خود جلب نمايد اين كار سبب مىشود كه يكدسته مجاهد بامر مخفى سپهدار اعظم در مقابل اين دسته تشكيل مىشود در تحت رياست معز السلطان رفتهرفته ميان تقىزاده و سپهدار اعظم كه حامى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٢٠