آنها را ميفهمم كه ميگويند بايد شروع بساختن نمود كه مملكت بيش از اين تاب تحمل انقلاب ندارد و مخصوصا از من ميخواهند كه در ورود بتهران از اغراض شخصى جلوگيرى نموده نگذارم از انقلابيون حركتى كه نامساعد با اوضاع مملكت و اقتضاى وقت باشد بروز نمايد و هم از من ميخواهند كه بآقا سيد عبد اللّه بهبهانى اگر بتهران آمد بگويم نه كسى را روى مسند روحانيت خود راه بدهد و نه پا را از گليم خويش درازتر نمايد يعنى در سياست دخالت نكند و تنها امور روحانيت را اداره نمايد خلاصه يكروز مسافت بحر خزر را طى نموده صبح روز 28 رمضان وارد انزلى ميشوم اوضاع خراب انزلى باندازهئى به چشم ناپسند ميآمد كه از تقرير آن عاجز هستم در وقت رفتن از انزلى هم خرابى آنجا را نوشتهام ولى چون حالا از دنياى آباد مراجعت مينمايم ديدن اين ويرانىها بر من ناگوار است خاصه كه بندر محل تردد مسافرين اروپائى و سفراى اجنبى است كسانى كه در شهرهاى آباد نشو و نما نمودهاند وقتى به اين خرابهها ميرسند ما را چه مخلوقى ميخوانند خلاصه ساعتى در انزلى توقف مىشود و بعد در يك كشتى كوچك بخارى كه متعلق بايرانيان است و تا نصف بيشتر مرداب حركت مىكند نشسته بجانب رشت روانه ميشويم در هنگام عبور از انزلى در سال گذشته از راه غازيان كه روسها شوسه نمودهاند رفتم و ميل داشتم راه پيله بازار را يعنى مرداب معروف انزلى را هم ديده باشم اينست كه از اين راه آمدم اولا وضع طبيعى مرداب انزلى فوق العاده جالب نظر است زيرا باندك تصرف مىشود يكى از درياچههاى باصفاى دنيا و نزهتگاه سياحان اروپا و آمريكا بوده باشد و سالى مبلغى فائده بدولت و ملت بدهد دهنه مرداب را كه محل اتصال ببحر خزر است بايد پاك نمود تا كشتى بتواند داخل مرداب شود و در خود مرداب بواسطه گلكشى راه گردش كشتيهاى كوچك را در اطرافش باز كرد و بالاخره ميبايد بشود كشتيها مال التجاره را در پيربازار فرود آورند اين تصورات در خاطرم جلوهگر گشته از طرفى فائدههائيكه از اين مرداب ميتوان بدست آورد و از طرف ديگر خرابى و بىوضعى كنونى آنجا را ميبينم و ملاحظه ميكنم چگونه ملت جاهل ما از بردن آن فوائد محروم است و هنوز نتوانسته چند قائق بخارى كوچك براى حركت مسافرين در اين مرداب دائر كند نتوانسته پيربازار را كه محل
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١١٦