ميشوند كه نامشان شيعه اثنى عشرى است و رنك رخسارهء آنها در چشم نظارهكنان احوال پريشان هموطنان عزيز را جلوهگر ميسازد چهار روز در بادكوبه توقف نموده عمدهء مقصودم ملاقات رؤساى فرقهء مجاهدين از اجتماعيون عاميون است ميخواهم بواسطه زحمتى كه در پيشرفت مشروطيت ايران تحمل نمودهاند از آنها تشكر نمايم و هم از خيالات آتيه ايشان مستحضر شده درباره بعضى از اين فرقه كه در تهرانند و در كارها مداخله دارند صحبت بدارم مقارن روز ورود من ببادكوبه ميرزا على اكبر خان بهمن كه از جوانان تربيت شده است و چنان كه در فصل اول نگارش يافته چند سال پيش او را بمديرى و معلمى مدرسه سعادت اين شهر از تهران فرستادهام از تهران وارد بادكوبه مىشود بملاقات او خرسند ميگردم و از او كسب اطلاعاتى مينمايم و ميفهمم مجلس عالى تهران بهئيت مديره مبدل شده محل نفوذ چند نفر از رفقاى تندرو من گشته است كه رئيس آنها آقا سيد حسن تقىزاده است و تقريبا ترتيبى كه در مجلس شوراى ملى سابق بود و در جلد دوم اين كتاب نامش را هيئت نافذه گذاردهام باز در كار آمده جمعى از وكلاى مجلس با آنها طرف گشته اسباب كشمكش فراهم شده است و اين هيئت نافذ با سپهدار اعظم هم كه رئيس الوزراء و وزير جنك است طرف شدهاند و اسبابچينى مينمايند از اين وقايع كه شنيده مىشود خاطرم افسرده ميگردد زيرا تجارب گذشته بدى عاقبت اين ترتيب را پيش چشم من جلوه ميدهد و ميدانم دستهاى اجنبى هم اين آتش را بدست تحريك و افساد باد زده شعلهور ميسازند از طرف ديگر ميدانم ايرانيان استانبول و اروپا اظهار دلتنگى از تقىزاده مينمايند و حالا اين اخبار كه به آنها برسد اثر خوش نخواهد بخشيد .
بالجمله در اين فكر و خيال هستم كه جمعى از وكلاى آذربايجان از راه جلفا وارد بادكوبه ميشوند و در همان هتل كه من هستم ورود مينمايند با آنها ملاقات نمودم و دانستم هنوز طول دارد تا ما اشخاص قابل اداره كردن مجلس شوراى ملى داشته باشيم چه اولا اشخاص قابل اين مقام را كم داريم و اگر داشته باشيم هم چون هنوز اغراض شخصى در كار است نميتوانيم اشخاصى را كه بالنسبه قابليت دارند انتخاب نمائيم .
بالجمله در بادكوبه با رؤساى فرقه اجتماعيون عاميون ملاقات ميكنم و نظريه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١١٥