تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
خاك صربستان را طى نموده ببوداپست كرسى مملكت هنگرى وارد ميگردم دو سه روز توقف كرده آن شهر زيبا را تماشا كرده از هوا و صفاى كنار رود دانوب لذت برده موزه‌هاى نقاشى و غيرهء آن شهر را ديده زان پس روانهء پاريس ميشوم اگر بخواهم باوضاع و احوال ملكى شهرهاى معظم اروپا و بترقيات محير العقول اين قطعه خوشبخت دنيا اشاره نمايم طولانى مىشود لهذا بيك جمله قناعت كرده ميگذرم و آن اينست كه اوضاع شهرهاى بزرگ اروپا را بايد ديد و سنجيد نه آنكه خواند و شنيد . در پاريس جمعى از ايرانيان را كه در رشته‌هاى علمى و اقتصادى كار ميكنند ملاقات مينمايم محمد بن عبد الوهاب قزوينى كه از فضلاى ايرانست و در جلد اول اين كتاب در فصل نامبرده شده ميبينم سالهاست در اين پايتخت معظم اقامت كرده بنگارش آثار تاريخى ايران و تكميل اطلاعات خويش مشغول است و هم مستشرق معروف پروفسور ادوارد برون را در خدماتى كه بآثار ادبى ايران مىكند مساعدت مينمايد از محصلين ايرانى كه اكنون در اين شهر هستند چند تن را ملاقات ميكنم كه يكى از بهترين آنها عليخان تهرانى اصفهان است كه تحصيل طب مينمايد بعد از دو هفته توقف پاريس و ديدن جاهاى مهم روانه لندن شده در لندن بوسط ميرزا مهديخان مشير الملك وزير مختار ايران جاهائى كه بدون اجازهء دولت نميشود ديد از قبيل رصدخانه بزرك انگليس و مدرسه اطفال بىپدر و غيره را ملاحظه مينمايم و هم مستشرق محترم ادوارد برون را كه مدتهاست ميخواهم ببينم ملاقات كرده بتوسط او با بعضى از رجال محترم انگليس و نمايندگان مجلس شورايملى انگلستان آشنا شده بر سياست كنونى انگليس در ايران تا آنجا كه ممكن است پى برده شود پى ميبرم و بر آگاهيم افزوده مىشود و ميفهمم كه ايرانى براى خلاصى از چنگال سياست‌بازى انگليس صبح زودتر از اينكه اكنون از خواب برميخيزد بايد برخيزد بعد از آن از لندن بپاريس آمده ببرلن روانه ميشوم و اين پايتخت معظم را هم مانند دو پايتخت ديگر بمساعدت ايرانيان رسمى و غير رسمى مشاهده نموده در اين شهر با دكتر رزن يكى از رجال دانشمند آلمان كه خود و خانمش مدتى در ايران بوده زبان فارسى ميفهمند و ميگويند و او خود از آثار ادبى زبان ما اطلاع كافى دارد آشنا ميشوم بعد از ده روز