تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مذهب و داراى هوش و ذكائى باشند از بصره باستانبول بفرستد كه آنها را در مدارس طلاب فقه و اصول‌خوان بدست علماى اهل سنت و جماعت بسپارند تا بمرور زمان تغيير مذهب داده سنى بشوند و بديار خود برگشته مردم شيعه مذهب آن ديار را بطريقهء سنت و جماعت دعوت نمايند بديهى است اختيار اين سياست در بصره بواسطه نزديكى آن بايران و آمدوشد مردمش با ايرانيانست والى بصره اين جوان و چند تن ديگر را باستانبول فرستاده بحضور سلطان ميروند سلطان به آنها مهربانى نموده بهريك انعامى ميدهد و بتوسط شيخ الاسلام بيكى از مدارس طلبه‌نشين در سلك طلاب داخل ميشوند و گرفتار بدبختيهاى بسيار ميگردند و بالاخره اين جوان بعد از دو سال كه وقتش ببطالت ميگذرد بوسائلى از آن ورطه خلاصى يافته در مصر بتكميل علوم ميپردازد و در مراجعت ببصره باز گرفتار استبداد عبد الحميد شده او را بقسمونى تبعيد مينمايند اكنون كه مملكت مشروطه شده و مقصرين سياسى آزاد شده‌اند باستانبول آمده است و هم در اين مقام مناسب است از گفتهء ارفع الدوله سفير كبير ايران در استانبول واقعه‌ئى بنويسم ارفع الدوله ميگويد اوائل جلوس محمد على شاه بر تخت سلطنت ايران روزى از طرف سلطانحميد احضار شدم بسراى يلدوز رفته سلطان بتوسط منشى حضور خود محرمانه به من پيغام ميدهد تو بايد با تلگراف رمز بمحمد على شاه بگوئى پنجاه هزار ليره پول و ده هزار نفر قشون در تهران بشما تسليم ميكنم كه بواسطهء آن زور و زر مشروطه‌بازى را از ايران براندازيد ارفع الدوله ميگويد جواب دادم اين تلگراف فاش مىشود و صلاح نيست بالاخره قرار شد كتبا به او اطلاع بدهم شرحى نوشتم و صورت عريضه خود را با قبض رسيد پستخانه براى سلطان فرستاده و در خارج هم شرحى بمحمد على شاه نوشتم فريب اين حرفها را نخوريد كه براى شما عاقبت خوشى نخواهد داشت بهرحال اين گونه صحبتها ميانه سلطانحميد و محمد على شاه بوده است و محمد عليشاه بمساعدت سلطانحميد مستظهر بوده چنان كه از پيش نگارش يافت بالجمله در اين ايام هرچه توانستيم تلگرافا مجاهدين ملت را تشويق و ترغيب كرديم از مخالفت روس و انگليس نترسند و دست از اتمام كار تهران نكشند ولى بواسطه هجوم واردات خارجى و داخلى فوق العاده نگران بوديم و گاهى اخبار يأس