سيد تصور مينموده دولت ورود او را بطهران بنيكوترين وجه پذيرائى خواهد كرد و شاهد مقصود را به زودى در آغوش گرفته به مقصد ديرينه خود خواهد رسيد .
غافل از آنكه در اين مدت افكارى كه بر ضد او بوده تداركى بر خلاف مقصود وى ديده ميانه او و رسيدن بآمالش سد آهنين بربستهاند . سيد چون بطهران نزديك مىشود از امين السلطان تكليف ميخواهد و جواب ميگيرد كه به خانه حاج محمد حسن « 1 » امين الضرب تاجر اصفهانى ورود نمايد .
اينجا بايد فهميد كه بچه مناسبت شخصى را كه دولت دعوت نموده بايران بيايد خانه حاج محمد حسن مهمانخانه او مىشود .
بلى اين نكته قابل توجه است و ميتوان پىبرد كه امين السلطان خواسته باشد به اختيار نمودن اين مهمانخانه و مهماندار سيد را از مقامى كه درخور رسيدن او بصدارت است فرود آورده در زمره روحانيان و اعيان محسوبش دارد و ديگر آنكه او را از دست رقيبان خود از رجال دولتى مانند امين الدوله و ملكم و غيره كه هم مسلكان اويند گرفته در تحت قدرت و نظارت خود نگاهدارد .
و چگونه ميتوان دانست كه قلبا ناصر الدين شاه شريك اين سياست امين السلطان نبوده باشد چيزى كه قابل انكار نيست اين است كه خيالات شاه درباره سيد به مهر و نشانى كه در اروپا بوده باقى نمانده و از دعوتى كه نموده خوشدل نيست اما در انظار اجانب نميخواهد علنا بر خلاف گفته خود رفتارى كرده باشد و شايد در تغيير رأى شاه درباره سيد علاوه بر تحريكات مخالفين او از رجال دولت از طرف انگليسيان هم كه سابقه خوشى با او ندارند اشاره بشاه شده باشد و اين احتمال قوت دارد بهر صورت
هامش
( 1 ) حاج محمد حسن مردى است در سن شصت سال در طهران اقامت دارد اولا كسب مختصرى داشته كمكم ترقى نموده اول تاجر ايران شده دائره تجارت خود را بروسيه و ديگر ممالك خارجه بسط داده پاى مصنوعات خارجه مخصوصا قماش بدل در ايران پيشتر بتوسط تجارتخانهاى او باز شده و از اينراه فايده بسيار برده و بالاخره با آقا ابراهيم پدر امين السلطان بمناسبت هائى كه داشته ربط مخصوص حاصل كرده دخالت در پارهئى امور دولتى را از قبيل ضرابخانه و غيره ضميمه اعتبارات و راه تحصيل تمول زياد خود قرار داده است .
و به اين مناسبت امين الضرب لقب يافته بعد از فوت آقا ابراهيم با امين السلطان حاضر نيز همان روابط را دارد و از بستگان نزديك و محارم او شمرده مىشود حاج محمد حسن ذاتا مرشد پرست و مقتدادوست بوده است .