تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
سيد از راه هند بمصر رفته زمان كمى توقف و بجامع از هر آمدورفت مينمايد سيد از مصر تغيير عزيمت داده بقسطنطنيه روانه ميگردد . رئيس الوزراء عثمانى على پاشا از او پذيرائى نموده در انجمن دانش عضويت مييابد سيد در ماه رمضان سنه 1286 يكهزار و دويست و هشتاد و شش در استانبول نطقى مىكند كه شيخ الاسلام عثمانى از او رنجيده‌خاطر شده زان پس نميتواند در استانبول بماند و باز بمصر مراجعت نموده بتدريس فلسفه ميپردازد انگليسيان توقف او را در مصر مخالف سياست خود دانسته توفيق پاشا را واميدارند او را اخراج نمايد . سيد در سنه 1297 يكهزار و دويست و نود و هفت ه . بهند مراجعت نموده مدتى اقامت مىكند زان پس بپاريس رفته باتفاق شيخ محمد عبده روزنامهء عروة الوثقى را بر ضد انگلستان مينويسد گويند سه سال در پاريس اقامت كرده پس بمسكو و پطرسبورغ مسافرت نموده و پذيرائى ديده چهار سال در روسيه ميماند و از امپراطور روس براى طبع نمودن كلام اللّه مجيدى به جهت مسلمانان اجازت ميگيرد . در مسافرت ناصر الدين شاه بروسيه شاه را ملاقات نموده وعدهء ملاقات ديگر را بمونيخ ميگذارند اين است آنچه ديگران گفته‌اند . و اما آنچه نگارنده ميتواند بنويسد اين است كه سيد جمال الدين شخصى فاضل و از اوضاع روزگار باخبر زبان عرب را نيكو ميدانسته تحريرات او در آن زبان مهيج و در دلها مؤثر واقع ميشده در فلسفه و سياست مهارت داشته است . گرچه مقام دانشمندى وى بحقيقت بر نگارنده روشن نيست كه بتوان از روى تحقيق درجهء معلومات وى را بيان كرد ولى همين‌قدر ميداند نظر بجودت ذهن و قوت حافظه‌ئى كه داشته از هر خرمن خوشه‌ئى برميداشته و در موقع خود به كار برده نمايش ميداده است . و هم از مجموعه آنچه از وى بدست آمده اگر بخواهيم نتيجه بگيريم بايد بگوئيم قوهء سيد بزرگوار بر قوهء غالب بوده و بالاخره براى اثبات فضل او كافى است كه عالم بزرگ ديار مصر شيخ محمد عبده بشاگردى وى افتخار مينمايد سيد مردى تنومند بلند قامت با قيافه نيكو پيشانى فراخ چشمهاى سياه درشت گيرنده محاسن سياه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 92 | يحيى دولت آبادى