تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
سيد همه وقت در خط رسيدن به مقصود خود در تلاش بوده تا آخرين سفر ناصر الدين شاه باروپا كه با شاه و رجال دولت در روسيه و بعد در آلمان ملاقات مىكند و او را بايران دعوت مينمايند . سيد اين دعوت را بصدق و صفا ميپذيرد غافل از اينكه در ميان رجال دولت ايران اختلاف شديد موجود است سياست ناصرى هم به آتش اختلاف دامن مىزند . يكطايفه از رجال مزبور تجدد پرورانند و بالضروره مسلك آنها با مسلك سيد موافقتر است اما آنها مصدر كارهاى مهم نميباشند . طايفهء ديگر محافظه‌كارانند رشته امور بدست آنهاست و روى دل شاه هم بجانب ايشان و البته نزديك شدن سيد بشاه و بامور دولتى پسنديده طبع آنها نخواهد بود و هم بواسطه ضديت رقيبان خويش در سعايت نمودن از سيد نزد شاه و مانع شدن از اجراء مقاصد او دقيقه فروگذار نخواهند كرد خصوصا كه در افواه ميافتد سيد را براى تصدى امر صدارت بايران ميطلبند اين عنوان هم براى نامساعدتى شخص اول دولت ميرزا على اصغر خان امين السلطان با او كافى خواهد بود . بالجمله بموجب شرحى كه سيد در آن هنگام كه در حضرت عبد العظيم متحصن است بشاه مينويسد و بعدها آن ورقه عينا در ميان مخلفات امين السلطان بدست آمده در شماره نهم روزنامه معارف كه در سنه 1315 ه در طهران نشر مىشود منتشر ميگردد . امين السلطان در مونيخ از جانب شاه با سيد صحبت ميدارد به اين مضمون كه شاه شما را بطور غيررسمى بسن‌پطرزبوغ ميفرستد كه آنجا بتوسط بعضى از ايران دوستان كه راهى با وزارت خارجه روس دارند راجع بدلتنگى دولت روس از امتيازاتى كه دولت ايران بانگليسيان داده است از قبيل بانگ شاهى و كشتيرانى در شط كارون و غيره مذاكره نموده وعده جبران شدن بدهيد و بهر صورت نگرانى و كدورت آنها را رفع نموده زان پس بطهران روانه گرديد سيد با خشنودى از ارجاع اين مأموريت بسن‌پطرزبوغ رفته خدمت را بوجهى كه ممكن بوده انجام داده چندى بعد از ورود شاه بطهران با يك عالم اميدوارى بجانب ايران آمده وزارت خارجه روس را بانتظار جواب ميگذارد .