تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
كه بروت وافر و گيسوى بلند كه گاهى مخصوصا در ايام اقامت خاك عثمانى از دو طرف مانند درويشان به شانه ميآويخته لباس او در ايران و در ديگر ممالك اسلامى لباده فراخ عمامه مولوى سياه و گاهى سبز يا سفيد و در اروپا بمانند اروپائيان . عقيده سياسى سيد آنكه در مقابل حمله عيسويان بر ممالك عثمانى اتحاد اسلاميت ميتواند سپر بوده باشد و بس . سيد براى رسيدن به اين مقصود ببرطرف نمودن اختلافات مذهبى كه مهمترين آنها شيعه و سنى است مدخليت زياد ميداده و كوشش مينموده است تا روحانيان فرق مختلف اسلامى را با يكديگر مربوط ساخته ايشان را از مخاطره‌ئى كه براى عالم اسلاميت در مقابل مسيحيان است خبردار نمايد . چنان كه از مذاكرات او با رؤساى روحانى در هندوستان ، ايران ، ممالك عثمانى مصر و افغانستان اين قضيه نيكو هويداست و از مكاتباتيكه با حاج ميرزا حسن شيرازى در سامره مينموده نيز صحت آن آشكار ميگردد و هم تصور ميكرده كه به رسيدن اين مقصد عالى وقتى موفق ميگردد كه خود زمامدار امور يكى از دول اسلامى بوده باشد تا با قدرت بتواند مقاصد خويش را جارى نمايد و آنچه را از رياست‌طلبى در مقام تخطئه به او نسبت ميدهند ميتوان بر اين مقصد حمل كرد اگر آن نسبت را اساسى بوده باشد . سيد براى رسيدن بزمام‌دارى امور دولت شايد اولا افغانستان را سهل الحصول‌تر تصور كرده باشد و چون از آنجا چنان كه اشاره شد مأيوس شده مصر را برگزيده و ضديت مأمور سياسى انگليس با وى در مصر شايد از روى پىبردن بمقاصد او بوده است و چون از اقامت مصر به اين سبب و از اسلامبول بواسطهء مخالفت شيخ الاسلام با وى مأيوس شده ايران را نقطه رسيدن بآمال خويش تصور كرده باشد و گمان نميكرده تا اتحاد وى با روحانيان شيعه خصوصا حجج اسلام عتبات عاليات از دولت ناصرى مشكلاتى در راه او پيش آيد كه قابل رفع شدن نباشد . سيد سفرى از راه بوشهر بايران آمده در اصفهان از او پذيرائى شايان شده بطهران ميرود چندى مانده و باز بخارج سفر مينمايد و بسبب سعايت درباريان نادان از وى نزد شاه .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 93 | يحيى دولت آبادى