تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
حكومت هم از گذشته صرفنظر مينمايد در اين ايام ظل السلطان بتهران احضار مىشود و شيخ محمد تقى از نايب الحكومه وى هيچ ملاحظه ندارد . نايب الحكومه ميرزا سليمان خان شيرازى است متخلص بخلف كه براى رياست انجمن شعراء بيمناسبت نيست و عرضه حكومت كردن ندارد آن هم حكومت اصفهان در مقابل تسلط روحانىنمايان . مدتى است جمعى را در سه ده ( سه ده بزرگترين آباديهاى نزديك اصفهان است ) به نسبت بابيگرى دنبال كرده آنها ناچار بطهران رفته بدولت شكايت نموده‌اند دولت هم حكمى صادر كرده كه آن اشخاص مزبور به وطن خود بازگشت نمايند و در امان باشند چون باصفهان ميرسند از نايب الحكومه نيز طبق حكم دولت امرى خطاب بكدخدايان سده صادر ميكنند كه كسى متعرض آنها نبوده باشد . اين جمع با اين احكام دولتى رو بخانهاى خود ميروند با اطمينان بىاساس و تصورات باطل ابلهانه از طرف ديگر بعضى از روحانيان سده كه بستگى بشيخ محمد تقى دارند مصمم ميگردند نگذارند آن جمع به مقصد خود رسيده از امنيتى كه از دولت حاصل كرده‌اند استفاده نمايند و چون نميخواهند علنا بر ضد دولت قيام كرده مخالفت كننده شخصى معين بوده باشد مبادا مورد بازخواست واقع گردند اين است كه جمعى را سرا وادار مينمايند كه چون آن جماعت بخواهند بآبادى وارد گردند جمعيت زياد با چوب و چماق خارج شده در صحرا آنها را هلاك نمايند ساعتى چند از روز برآمده در حالى كه مطرودين با مأمور حكومت وارد ميشوند و شمارهء آنها ببيست نفر نميرسد بىآنكه هيچگونه سلاحى در دست داشته باشند چند صد نفر بر آنها حمله آورده بجز چند تن كه فرار مينمايند باقى را از ضرب چوب و چماق با خاك يكسان ميسازند . و از كجا كه ظل السلطان براى مقاصد سياسى در طهران در باطن بپاره‌ئى از محارم خود دستورى در اين كار نداده باشد و بهر صورت عوام متعصب از نظر ديانتى خوشحالند ولى در انظار خواص و خارجه‌ها اين واقعه بسيار بدنما ميگردد . اگرچه ناصر الدين شاه قدرت دارد هرطور بخواهد تلافى كند ولى ظل السلطان