ظل السلطان انديشه دارد از اينكه او را از حكومت اصفهان هم محروم دارند اين است كه تشكيل يك قوهء روحانىنما را براى بدست داشتن قوه عوام بر خود لازم شمرده و از ترويج نمودن آن قوه دقيقهئى فروگذار نمينمايد گرچه گاهگاه زهر اين قوه كام خودش را هم تلخ مىكند اما ناچار است از تحمل و سازگارى .
در اين چند سال بر قدرت اجانب در اصفهان افزوده شده روسها كه در اين شهر مقامى نداشتند اكنون قدرتى تحصيل نمودهاند انگليسيان هم بر اعتبارات خود افزوده آثار رقابت روس و انگليس در اين شهر نيز خودنمائى مينمايد و هريك قنسولخانه مستقلى دارند و در سياست و تجارت رقابت ميكنند از تأثير نفوذ اجانب در اين شهر حكومت مجبور شده از پارهئى اقدامات كه بنام روحانيت ميشده جلوگيرى نمايد مثلا از زمان ضعف سلطنت صفويه تاكنون رؤساى روحانى مستقلا و بيواسطه حكومت حد شرعى جارى ميكردهاند .
در سلطنت فتحعلىشاه حاجى سيد محمد باقر رشتى در اين شهر هم حاكم بوده و هم اجراكننده حكم چنان كه بعضى از كسان را كه محكوم بقتل ميكرده بدست خود رشتهء حيات آنها را قطع مينموده بىآنكه حكومت محل را دخالت در آن كار داده باشد بعد از او هم بعضى از رؤساى روحانى در محضرهاى خود اجراى حدود ميكردهاند نهايت در مسئله اعدام بحكومت ارجاع ميشده و حكومت هم احكام آنها را بموقع اجرا ميگذارده و حكم اعدام منحصر بوده است بقاتل و بفاسد العقيده كه اواخر بيشتر بنام بابى صورت خارجى حاصل مينموده است .
حاج شيخ محمد باقر در دوره رياست شرعى خود مكرر حكم اعدام داده و بدست حكومت اجراء شده بكرات زناكار و شرابخوار را در محضر خود حد شرعى زده و اين كار بر عظمت مقام او درنظر خاصوعام افزوده است .
فرزند او شيخ محمد تقى نيز آرزو دارد از اين راه بمقام بزرگان از رؤساى روحانى برسد درصورتىكه اوضاع زمان و سياست داخل و خارج اين اجازت را به او نميدهد او هم از اصرار خود نميكاهد اين است كه مكرر با حكومت ظل السلطان با وجود اتحادى كه دارند معارضه مىكند و گاهى بىخبر حكومت حدى جارى نموده
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٨٧