تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
از او حمايت نميكردند اقامت وى در نجف نيز مشكل ميگشت . اما او خوددارى كرده مقام خويش را نگاهدارى مينمايد تا رفته‌رفته آتش فتنه سرد مىشود و ميتواند بآسايش امرار حيات نمايد . نگارنده مدت يكسال و نيم در نجف اقامت نموده در حوزه درس ميرزاى رشتى و آخوند ملا كاظم خراسانى به تحصيل فقه و اصول ميپردازد با پريشان خاطريها كه دارد يكى بواسطه گرفتارى پدرم بدست دشمنان خود در اصفهان كه اخبار آن بنجف رسيده مرا زحمت ميدهد و ديگر بواسطه تنهائى و بىهمزبانى - انس و علاقه من در آن شهر فقط به سيد پيرمرد محترمى است داراى اخلاق نيكو و افكار تازه سالها در نجف در ميان طلاب باحترام زندگانى كرده دل جمعى را بجانب خود جلب نموده همه او را دوست ميدارند در مدرسه صدر نجف حجره تميزى دارد با رياست مختصرى بر طلاب آن مدرسه زندگانى سهل ساده منظمى دارد . سيد وقت خود را تقسيم كرده هر كار را در موقع خود مىكند و هيچ‌موقع را از دست نميدهد اغلب آذوقه يك ماه را ميخرد و بسى قسمت متساوى تقسيم كرده هر قسمتى را يكروز مصرف مينمايد . عادت و اخلاق و رفتار او در نجف در ميان طلاب ضرب المثل و قابل تمجيد است نامش حاج ميرزا على محمد . بالجمله در اواخر سنه 1304 يكهزار و سيصد و چهار مصمم ميگردم بتدارك حج فوت شده مجددا روانه حجاز گردم وزان پس باصفهان مراجعت نمايم .

فصل سيزدهم مصر و حجاز و ايران

در ماه رمضان سنه 1304 از نجف بكاظمين آمده با جمعى از آشنايان ايرانى همسفر شده از راه حلب بجانب حجاز مسافرت مينمايد چون راهى است كه دو مرتبه پيموده‌ام با بينائى ميروم و قافله‌سالار شناخته ميشوم همه‌جا را مخصوصا شهر حلب را از همه بهتر ميبينم و محسوس است كه بر آبادى راه بيش از اقتضاى مدت كم افزوده گشته .