تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
از همه مقدم آخوند ملا كاظم خراسانى است و بعد از او آقا سيد محمد كاظم يزدى . سيم حوزه شيخ هادى طهرانى است . شيخ هادى مردى فقيه و داراى افكار تازه است جمعى از طلاب باذوق نجف بر او گردآمده حوزه علمى باحرارتى تشكيل داده‌اند . شيخ هادى خود را اعلم و افضل از ديگران ميداند بلكه از معاصرين خود تجاوز نموده بفقهاى گذشته هم وقعى نميگذارد و به غير از معدودى از فقهاى بزرگ مانند شهيد محقق علامه حلى و غيره باقى را باحترام نام نميبرد و بر افكار ايشان خرده ميگيرد طلاب حوزه درس او نيز از تجرى نمودن نسبت به ديگران باك ندارند و خود را از طلاب ديگر بيدارتر ميشناسند . نتيجه اين ترتيب محسود واقع گشتن اين حوزه است نسبت بحوزه‌هاى ديگر و بالاخره بمعارضه منتهى و شيخ هادى از طرف حوزه فارسىزبانان مردود ميگردد . به اين ترتيب كه رؤساى فارسىزبان خاصه آنها كه با سامره مربوطند از وى در محضر ميرزاى شيرازى سعايت ميكنند ولى ميرزا نظر بعادتى كه دارد خود را طرف نكرده انتظار فرصت ميكشد تا در سنه 1303 حاجى ميرزا حبيب اللّه رشتى بخراسان رفته در مراجعت بسامره ميرود ميان دو رئيس روحانى صحبتى از شيخ هادى طهرانى بميان ميآيد . ميرزاى رشتى كه از ساده‌لوحى خالى نيست بعد از مشورتى كه مىكند پس از احراز ميل قلبى ميرزاى شيرازى مصمم ميگردد او را تخطئه نمايد و چون بنجف بر ميگردد در مجلس عام كه اغلب رؤساى روحانى و طلاب محترم حاضرند در موقعى كه خدمتگذار مجلس فنجان قهوه را از دست شيخ هادى ميگيرد حاج ميرزا حبيب اللّه امر مىكند فنجان را تطهير نمايند به اين بيان شيخ هادى نجس و واجب الاجتناب شمرده مىشود . همهمه در ميان طلاب افتاده كشمكش شديد حاصل و بالاخره شكست فاحش بحوزه شيخ هادى وارد ميگردد بطوريكه غير از معدودى از خواص اصحاب كسى دور او باقى نميماند چنان كه اگر رؤساى روحانى عرب مخصوصا شيخ محمد حسين كاظمينى