گرچه بساحت رئيس كل هم بربخورد مضايقه نميكنند .
و چون با اجنبى مخصوصا با زوار و مترددين مينشينند متوقفين سامره را ملكوتى صفات و رئيس كل را عالم بر خفيات و صاحب كشف و كرامات ميخوانند و بالجمله اوضاع و احوال سامره حيرتانگيز و تعجبآميز است .
كمكم كار سامره به جائى ميرسد كه روى توجه عموم شيعيان دنيا بدانجا گشته وجوه سهم امام از هندوستان و ايران و قفقاز و هركجا جعفرىمذهب هست بسامره ميرود .
ارباب نوقع از ميرزاى شيرازى از حد و حساب بيرون حتى رؤساى روحانى ساكن كربلا و نجف از عرب و عجم مكرر بسامره بعنوان زيارت رفته ضمنا از ميرزا متوقع احسانند و مأيوس هم برنميگردند گرچه تحصيل رضاى آنها كه حد معين ندارد كار دشوارى است و بزرگتر تدبيرى كه ميرزا براى قانع نمودن ايشان مينمايد اينست كه اولا آنها را به كلى مأيوس مىكند به اين عنوان كه وجوهات نرسيده صندوق خالى است پس از نااميدى هريك را بمختصر همراهى راضى نموده روانه مينمايد خلاصه از سامره گذشته بكاظمين و كربلا عبور نموده در نجف اقامت ميگزينم .
شهر كربلا روزبروز رو بآبادى است چنان كه در اين وقت يكى از شهرهاى بزرگ عراق عرب شمرده مىشود بديهى است كه اين آبادى از پول ايران و بدست ايرانيان مىشود چه اگر يكسال زوار عجم به اين شهر وارد نگردند آثار تنزل همهچيز در آن هويدا ميگردد .
شيعهمذهب گرچه تمام اماكن مقدسه خود را محترم ميشمارند و برحسب ترتيب مكه و مدينه و نجف را بايستى بر كربلا مقدم بدانند ولى نظر بعلاقه مخصوص كه بشهداى كربلا دارند ميتوان گفت علاقهء آنها بديگر اماكن علاقه ارادتى است و بكربلا علاقهء عشقى .
مجاورت كربلا بزرگترين سعادتها شمرده مىشود اين است كه كربلا بيك شهر فارسىزبان شبيهتر است تا بشهرى از عربستان .
از طرف ديگر بسيارى از مردم فاسد الاخلاق كه نتوانستهاند در ايران زندگانى كنند مجاور كربلا شدهاند و از هيچگونه شرارت دريغ نميدارند به اين واسطه در
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٧٧