تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
خواب برخاسته و نشسته است صداى مرا شنيده شيخ عبد الكريم را فرستاده مرا بر ميگرداند رسول مزبور مرا آگاه مىكند كه ميرزا صداى مرا شنيده است من با شرمسارى به خدمت آن مرد بزرگ ميرسم خصوصا كه اظهار لطف بسيار او را مشاهده مينمايم ميرزا از من ميپرسد حوزه‌هاى درس سامره را ديدى كدام يك را پسند كردى ميگويم درس آقا ميرزا محمد تقى شيرازى را ميرزا از اين حسن انتخاب بر اظهار ملاطفت خود به من ميافزايد و بالاخره ميگويد با اينكه من دوست ميدارم امثال شما در سامره بمانند نميخواهم تحكم كرده باشم پس بميل شما واميگذارم هركجا را از نجف و سامره براى اقامت اصلح ميدانيد اختيار نمائيد در جواب از مراحم وى تشكر نموده بدليلى كه پسنديده او ميگردد نجف را براى اقامت رجحان داده رخصت ميگيرم و در هنگام مرخصى تا كاملا از من دلجوئى كرده باشد ميگويد من به پدر شما هم ارادات دارم آنطور كه من او را شناختم ديگران نشناختند خلاصه بعد از يك روز از سامره بنجف روانه ميشوم در مدت يك ماه اقامت سامره از احوال ايرانيان مقيم كسب اطلاع مينمايم در سامره دو قسم ايرانى جمع شده يك قسم طلاب كه متجاوز از يكصد نفر ميباشند و رؤساى آنها بيش از چهار يا پنج تن نميباشند و هريك از آنها حوزه درسى دارند كه طلاب در آن حوزه‌ها استفاده مينمايند و در محضر تدريس ميرزا كه در سال چند ماه دائر است مدرسين و متدرسين همه حاضر ميگردند قسم دوم بعضى از كسبه ميباشند كه براى فائده بردن از طلاب و از زوار آنجا اقامت گزيده كسب معاش مينمايند تمام اين جماعت در تحت نظر خصوصى ميرزا زندگانى ميكنند و ميرزا بر احوال هريك به خوبى آگاه است در صورتى كه طلاب براى رقابتى كه با يكديگر دارند هيچيك از مناسبات ديگرى با ميرزا در امر وظيفه آگاه نيستند مگر از روى حدس و تخمين چه هريك مكلفند مبلغ و مقدار وظيفه خود را مكتوم داشته باشند . موقع اداى وظائف فرستاده مخصوص ميرزا بر هريك وارد شده وظيفه را ادا كرده رسيد ميگيرد و ميرود اگر كسى نيكو نظر كند ميبيند ميرزا بحسن تدبير زمام اختيار اين قوم را در دست گرفته و همه را ميان خوف و رجا نگاهداشته است . طلاب چون با يكديگر مينشينند از هرگونه دلتنگى و بدگوئى از اوضاع سامره