تقديمىها از رجال متمول صورتى باينكار داده جمع و خرجى ترتيب ميدهند و به نظر شاه كه چندان عمقى ندارد ميرسانند اصلاحكنندگان ماليه به ترتيب فوق ميدانند هنوز كار بااساسى نكردهاند باوجود اين بر اقدامات خود كه به ظاهر نتيجهاش تعديل جمع و خرج است مباهات مينمايند .
بلى چيزى كه آنها مىتوانند به آن افتخار كنند اين است كه يك طرف از بذل و بخششهاى بيموقع و بىحساب شاه كه بيشتر درباره خلوتيان و خواجهسرايان مبذول ميگشته تا حدى جلوگيرى نمودهاند و از طرفى حسابسازى و خرجتراشى حكام را چنان كه گفته شد محدود ساخته صندوق ماليه را كه ممكن است در آتيه بيك خزانه - دارى با اساس مبدل گردد بدست يك نفر اروپائى تشكيل داده در سالى كه بواسطه حوادث داخلى و خارجى باقتصاديات مملكت لطمه بزرگ رسيده بىآنكه دست باستقراض خارجى دراز كرده باشند چرخ مملكت را راه برده حقوق مردم را دير يا زود رسانيدهاند .
باز چند كلمه از حال و كار خود بنويسم در اين سال خداوند به من دخترى ميدهد نام او را مجديه ميگذارم بمناسبت اينكه پسر من مجد الدين نام دارد و اينك سه سال و كسرى از عمرش ميگذرد پسر من طفل باهوشى است حرفهاى بزرگ مىزند در جواب و سئوال استدلال مينمايد هرچه را ميبيند و ميشنود دنبال دليلش ميگردد و اين مورد حيرت است خداوند او را محفوظ دارد و مرا توفيق عنايت نمايد كه حق تربيت او را بتوانم ادا نمايم .
در اين ايام عين الدوله رئيس الوزراء ميرزا رضا خان ارفع الدوله را از استانبول بتهران احضار مينمايد ارفع الدوله در بحبوحه شيوع مرض و با بتهران رسيده بر عين الدوله وارد ميگردد چيزى را كه نگارنده تصور نميكرده اين بوده است كه دشمنان من ارفع الدوله را هم نسبت به من محافظهكار نموده باشند به حدى كه بخواهد بفهماند رابطه او با من فقط بمناسبت دبستان دانش است ولى بعد از مدتى كه او را ملاقات ميكنم اين تغيير حال را هم از او حس ميكنم كمكم و با تخفيف حاصل نموده مدرسهها داير ميگردد ارفع الدوله هم از ديدن دبستان دانش و ترقيات آن مشعوف
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٥٣