تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
كه در اين قبيل مواقع بيشتر بايد بارواح مقدس توسل جست و لكن شبها تا صبح دسته راه انداختن و با هياهوى بسيار به تمام محلات شهر گشتن و شربت و چاى و قهوه و قليان عمومى استعمال كردن و با فرياد و داد عزادارى اشخاص ضعيف القلب را بوحشت انداختن و از مريضان سلب راحت نمودن نه از دين شمرده مىشود و نه از انصاف و لكن دين و انصاف كجاست ؟ و بايد باور كرد يك قسمت از تلف‌شدگان از و با بواسطه دهشت و وحشت حاصل شده از همين اوضاع مبتلا به مرض شده بدرود زندگانى گفته‌اند و اين درجه خلطه و آميزش زن و مرد كوچك و بزرگ در ميان دسته‌ها و تعزيه‌خانه‌ها در توسعه دايره اشتداد مرض مدخليت عظيم دارد و لكن كى جرأت دارد در اينموضوع سخن بگويد . رئيس بلديه تهران كريمخان مختار السلطنه گرچه عوام است و لكن مردى آگاه و خيرخواه مىباشد و اين اول دفعه است كه تهران داراى بلديه شده و شخص قابلى امور آن را متصدى گشته است اين شخص خوش‌فطرت باعزم با اقدامات خستگى ناپذير در كفن‌ودفن اموات و فراهم آوردن موجبات تقليل بدبختى مردم اين شهر ميكوشد گورستان مخصوصى به وضع گورستانهاى ممالك مترقيه در خارج شهر تأسيس كرده ميخواهد در آتيه آنجا را گلستان نمايد ولى اجل مهلت نداده در سيم جمادى الاولى 1322 به مرض و با بدرود زندگانى ميگويد . مختار السلطنه در جانب غربى تهران عمارت باشكوهى ساخته و بر خلاف معمول زير آن بنا دخمه‌ئى بنا كرده موقة درب آن را مسدود نموده بدان ميماند كه از پيش بخاطر ميآورده در موقعى وفات خواهد يافت كه برداشتن نعش او امكان‌پذير نميباشد و دخمه مزبور قبر موقتى او خواهد بود . نعش مختار السلطنه را در آن دخمه ميسپارند تا اوضاع شهر به صورت عادى بر گشته از آنجا بمزار ابن بابويه نقل داده مدفون ميسازند . خلاصه بواسطه حادثه بلاى مزبور اغتشاش امور ماليه مملكت و پريشانى احوال حقوق‌بران دولت افزوده مىشود و يك حادثه بزرگ خارجى هم در اغتشاش امور ماليه