تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
نگارنده هم توقع ندارد موثق الملك به زودى بتواند تمام نظريات مرا در اصلاحات تحصيلى مدرسه ناصرى بموقع اجرا بگذارد فقط دو كار ميتواند بكند . اول آنكه براى ورود اشخاص شرايطى وضع و با دستخط شاه آن را قانونى نمايد . دوم براى كسانى كه اكنون در مدرسه سكونت دارند عنوان امتحان ساليانه بميان بياورد تا بتدريج اشخاص نا اهل وارد نشوند و نااهلان حاضر از ميان بروند .

فصل چهل و پنجم احوال داخلى و اوضاع خارجه

سال 1322 براى نگارنده و براى مملكت سال پرمشقت و حزن‌انگيز است اما براى نگارنده به دو سبب : اول آنكه بواسطه مصارف زياد مدارس كه به عهده گرفته‌ام با تنگدستى كه دارم بعسرت شديد گرفتار ميگردم و بعلاوه از سعى و كوشش خود در پيشرفت كار معارف عمومى و اصلاح مدارس موجود و رفع نواقص آنها در مركز و ولايات آثار موفقيت ديده نميشود دولتيان به خود مشغولند ملتيان به اين صرافتها نميباشند و باز بعلاوه در مدارس خصوصى خود بواسطه همان نقصان مالى و نواقص اخلاقى اعضاء و اجزاء غالبا آنها ناراضى ميشوند و مرا دچار زحمت و پريشانحالى مينمايند . سبب دوم پريشانى خاطر من در اين سال فقدان مادر است مادرى كه علاقه او به من و من به او فوق العاده بوده است . مادر من بعد از مدتى ابتلاى به مرض شديد و زمين‌گير شدن كه زندگانى براى او و پرستارانش صعب شده بود شب سه‌شنبه ششم شهر رمضان 1322 دار فانى را بدرود گفته در مزار ابن بابويه قمى مدفون ميگردد و مصيبت او نگارنده را سرآمد پريشانروزگاريها مىشود و اما براى مملكت در حالتى كه اوضاع مملكت بواسطه ضيق ماليه و وفور اغراض داخلى و سياست‌بازى بيگانگان درهم و برهم است دو حادثه بزرگ داخلى و خارجى روى ميدهد كه بر بدبختيهاى ملك و ملت ميفزايد . اول آنكه در اين احوال خبر موحش بروز مرض و با در كرمانشاهان ميرسد و