تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
در لباس طلبگى درآمده همه كار ميكنند غير از تحصيل همه‌چيز دارند غير از ديانت و اخلاق اگر معدودى محصل و مهذب الاخلاق هم در ميانه پيدا شوند در اقليت واقع و در زواياى خمول از شر نااهلان خود را دور نگاه ميدارند . طلبه‌نمايان شرور بيشتر اطراف روحانىزادگان بىسواد جمع شده بازار رياست و شرارت آنها را رونق ميدهند از اين جهت نوع روحانى و طلبه علوم دينى در انظار عامه خوار و ذليل شده مورد هيچگونه تقديس و احترام واقع نميگردند خاصه در شهر اصفهان كه باقتضاى سياست و بواسطه ارخاء عنان نمودن حكومت محل از روحانى نمايان و اطرافيان ايشان طلاب كار ميرغضبى و فراشى نموده بر تنفر خلق از نوع خود ميافزايند . رؤساى روحانى هم در همه‌جاى مملكت دو طايفه‌اند يك طايفه اشخاص متدين بىغرض طالب آخرت و معرض از دنيا بديهى است آنها را با شرارت و اشرار ارتباطى نميباشد و اغلب در زواياى گمنامى به حال و كار خود مشغولند . طايفه دوم متصديان امور و مراجع امور جمهورند اين طايفه بيشتر بجمع مال و خوشگذرانى و اشتراك مساعى با ديوانيان و ستمكاران ميپردازند و هريك براى حفظ حوزه رياست خويش جمعى از طلبه‌نمايان را موظف ساخته اطراف خود نگاه ميدارند طلاب هم مجلس درس براى آقا تشكيل ميدهند در صورتى كه قيل‌وقال بسيار است و تحصيل ناياب و اگر احيانا شخص رئيس مختصر تحصيلى در فقه و اصول كرده باشد همه را فراموش كرده غير از باب قضاوت كه ناچار است براى حفظ دكان خود رؤس مسائل آن را در نظر داشته باشد . بالجمله اگر بخواهم شرح‌حال روحانىنمايان اين عصر و طلبه‌نمايان اين عهد را بنويسم كتاب بزرگى خواهد شد و چنان تصور مينمايم كه همين مختصر كه نوشته شد بضميمه آنچه در اوائل اين كتاب نوشته شده براى آنكه نمونه‌ئى از اوضاع و احوال اين دو طايفه باشد كافى خواهد بود . چند سال است نگارنده ميخواهد يكى از مدارس تهران را انتخاب كرده بتدريج محصلين آنجا را به اشخاص طالب علم متدين و خوش‌اخلاق منحصر نمايم و سالى