تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
و هرچه بتواند بواسطه تحميل اضافه مالياتها و تيولات و غيره بار آنها را سنگين نمايد يعنى بار دوش ماليات‌دهندگان را زياد نمايد . چهارم كه تا يك اندازه نوعى شمرده مىشود اين است كه از حكام سند بگيرد خرج‌تراشى نكنند و وجوه را بصندوق خزانه دارى كه در تحت نظر مسيو نوز بلجيكى است تمركز دهند . بديهى است ظل السلطان يكى از اشخاصى است كه كيسه عين الدوله براى استفاده كردن از تمول سرشار او بيش از ديگران انتظار دارد او هم تا آنجا كه ممكن است خست بخرج ميدهد و دست آخر با كمال مخالفت كه ظاهرا با آقا نجفى بروز ميدهد براى پيشرفت كار خودسرا با او ساخته نزد دولت از او توسط مينمايد در صورتى كه اوائل ورودش بتهران علنى در مجلس از او بد ميگويد و تمام فتنه و فساد اصفهان را به او نسبت ميدهد و در عين حال محرمانه بوى پيغام ميدهد كه بدگوئى من از شما براى اينست كه دولتيان تصور نكنند ما باهم ساخته‌ايم و بالاخره اصلاح كار شما بدست من خواهد شد معلوم است اهل دنيا زبان يكديگر را بهتر ميدانند و همديگر را بهتر ميشناسند و اطمينان دارند اين بدگوئيهاى ظاهرى باساس اتحاد و ارتباط آنها خللى نميرساند . خلاصه اشخاصى كه انتظار داشتند دولت اجازه ندهد آقا نجفى ديگر باصفهان برگردد و تصور ميكردند حكومت اصفهان ظل السلطان هم پايان يافته است و ديگر باصفهان بازگشت نخواهد كرد و هم از كدورت اين دو نفر با يكديگر مىشود براى دفع شر آنها از سر مردم اصفهان استفاده نمود يكوقت خبردار ميشوند كه ظل السلطان واسطه اصلاح كار آقا نجفى است در نزد دولت و به زودى برادروار دست همديگر را گرفته باصفهان ميروند و به همان كارها كه اشتغال داشته‌اند مشغول ميگردند . در اين آمدن ظل السلطان بتهران با وقايع گذشته كه در فصل 43 نوشته شد پدرم از ظل السلطان ملاقات نميكند خصوصا كه عليل المزاج است و انزوا اختيار نموده نگارنده هم از او دورى مينمايد تا اينوقت كه محقق مىشود او و آقا نجفى با يكديگر ساخته و بقول عوام روى هم ريخته‌اند و متفقا روانه اصفهان ميشوند به خيال ميفتد براى آسايش برادرم در اصفهان و جلوگيرى از اخلال در امر معاش خانواده با ظل السلطان به ظاهر از در مسالمت درآئيم ظل السلطان هم بواسطه اينكه خواهرزادگان او با او