تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
را ملاحظه مىكند در تهران طرف توجه خواص شده و بواسطه خدمت بىاجر و مزد دنيائى كه به اولاد خاص و عام مينمايم عوام هم نظر مهربانى به من دارند در صورتى كه مكرر بصرافت طبع خود و يا بتحريك حاكم اصفهان درصدد اعدام و افناى من بوده است و موفق نشده البته بر او ناگوار است خصوصا كه تصور مىكند در طول اقامت او در تهران وجود نگارنده مدخليت دارد . بالجمله بهر ملاحظه هست براى اينكه مرا آسيبى رسانده باشد و وسيله شهرتى بدست آورد و دولت را مرعوب ساخته براى همراهى با خودش حاضر نمايد در ماه شعبان 1321 به خيال ميفتد تعرضى بمدارس جديد نموده باشد و چون به تنهائى نميتواند باينكار موفق گردد خصوصا كه ميبيند شاه و دولتيان با مدارس جديد همراهند و روز بروز كار مدارس بالا ميگيرد اينست كه تدبيرى بنظرش رسيده درصدد مىشود از علماى نجف اشرف عريضه تلگرافى بتوسط او بشاه صادر گردد كه اين مدارس براى عالم ديانت مضر است امر بفرمايند آنها را منحل نمايند . آقا نجفى صورت تلگرافى را كه بايد از طرف علماى نجف صادر گردد نوشته در حضور بعضى از خواص خود از تجار و طلاب جوف پاكت نهاده با شرحى كه بيكى از منسوبان خود ساكن نجف مينويسد ميفرستد و تقاضا مىكند كه بفوريت گرچه مصارف و مخارجى هم داشته باشد اين تلگراف را بامضاى رؤساى روحانى رسانده با قاصد بخانقين بفرستد و از آنجا بتوسط آقا نجفى بشاه مخابره شود . و بايد دانست كه اوضاع نجف و احوال اطرافيان رؤساى روحانى هم مانند ساير اوضاع و احوال مملكت منزه نيست و اشخاص طماعى در اطراف آن حوزه مقدس راه يافته بساختن نوشتجات و تقلب نمودن در مهر و امضاى آن ذوات مقدس جلب منفعت مينمايند و از هرگونه بيديانتى دريغ نيمدارند در اين صورت تلگرافى بامضاى رؤساى روحانى مزبور آن هم بتقاضاى آقا نجفى و بواسطه كسان او در نجف و با استطاعت و دست بازى كه دارند چندان مشكل نيست . خلاصه همان ساعت كه اين مكتوب لاك شده سفارشى از طرف آقا نجفى بپستخانه تهران فرستاده مىشود يكى از تجار محرم او كه بمعارف هم بىعلاقه نيست خبر اين
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 340 | يحيى دولت آبادى