تقاضاهاى ديگر شما برآورده است ولى راجع بتلگراف علماى نجف جواب آنها را ما خود مستقيما خواهيم داد شما در اين كار دخالت ننمائيد عين الدوله جواب آقا نجفى را ميدهد و سواد جواب را براى وزير علوم ميفرستد .
آقا نجفى بعد از مأيوس شدن از مساعدت دولت به كلى انكار مىكند كه چنين تلگرافى از نجف رسيده باشد و ميفهمد كه ضديت او با مدارس جديد بىنتيجه است و هم ميفهمد كه اقدامات او بر ضد نگارنده اثرى ندارد و از طرف ديگر دانسته كه نارضائى شديد من از او ممكن است در تأخير افتادن كار او مؤثر بوده باشد اين است كه در مجالس لحن خود را نسبت بنگارنده تغيير داده بناى اظهار مهربانى را گذارده بالاخره تقاضاى ملاقات كرده نگارنده هم بمصلحت در منزل امام جمعه تهران از او ملاقاتى مينمايد و به همين اكتفا شده ميگذرد بىآنكه كمترين مناسبت در ميانه حاصل شده باشد .
كار مدارس هم بواسطه اعتنا نكردن دولت بتقاضاى چهار نفر از بزرگترين رؤساى روحانى نجف و بتوسط آقا نجفى در بستن آنها قوت ميگيرد وزير علوم هم تشويق مىشود كه بهتر از پيش در كار مدارس تازه مساعدت نمايد افسوس كه نه حال شخصى او و نه احوال مملكت اقتضا دارد كه قدم راسخترى رو بمعارف برداشته شود .
نگارنده پس از گذشتن اين خطر در شوراى عالى معارف ايستادگى مىكند كه دستور جامعى نوشته شود و عموم مدارس چه دولتى و چه ملتى مطابق آن دستور رفتار نمايند و هم براى جبران كسر مدارس در نظر گرفته شود كه بر شهريه شاگردان افزوده شود و از مخارج بيهوده كاسته گردد لكن هيچيك از اين دو مقصود صورت نميگيرد .
در اين ايام كه حكام ولايات عموما بتهران احضار ميشوند ظل السلطان حاكم اصفهان هم بتهران ميآيد اشخاص خوشبين تصور ميكنند احضار حكام عموما بمركز براى اجراى اصلاحاتى است كه دولت جديد در نظر دارد در صورتى كه اينطور نيست بلكه بيشتر باغراض خصوصى منسوب است تا بغرضهاى ملكى عين الدوله از احضار حكام چند مقصود دارد يكى آنكه اظهار قدرتى كرده باشد و حكام از نزديك او را بشناسند . دوم آنكه هركدام براى او هديه و تقديمى بياورند و باز براى بازگشت نمودن به محل مأموريت خود تقديمى قابلى به او بدهند . سيم اسناد مالياتى را از آنها بگيرد
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٤٢