باشد براى مشتى مردم خرافتپرست كه بپيشوائى امثال آقا نجفى از هر درى از درهاى آن بخواهند وارد گردند خصوصا كه روحانىنمايان بيسواد بىعلم بدعمل پولدوست و شهوتپرست را هم در ميان رهبران ببهشت مشاهده مينمايند و بر سستى عقيده آنها افزوده ميگردد بديهى است شخصى كه در املاك خود و املاك مردم آنقدر مالكيت داشته باشد كه بعد از اسبابچينى بسيار براى ندادن ماليات املاك خود بدولت و سرشكن نمودن مالياتهاى خود بر املاك ديگران سالى شصت هزار تومان ماليات بدولت بدهد در قرن بيستم هرقدر هم كه مردم كمادراك باشند نميتواند به آنها بگويد من اعتنا به دنيا و مال دنيا ندارم و حساب بيش از پانصد تومان را نمودن نميتوانم چنان كه مكرر شده است وقتى ميخواهد بگويد هزار تومان ميگويد دو پانصد تومان و خجالت نميكشد از شنوندگان چونكه به اين تحمقها عادت نموده و ترك عادت موجب مرض است .
بخاطر دارم ايامى كه در نجف در حوزه درس آخوند ملا محمد كاظم خراسانى تحصيل علوم شرعيه ميكردم روزى باستاد خود در ضمن صحبت و بطور خصوصى گفتم همنام شما ( يعنى آقا سيد كاظم يزدى كه جنبه عوامفريبى داشت ) بواسطه صورت حق بجانبى كه به خود ميدهد عوام را جمع كرده نماز جماعت مفصلى دارد در صورتى كه در نماز جماعت شما غير معدودى از خواص طلاب كسى حاضر نميگردد و براى ارادتمندان شما ديدن وضع اين دو مجلس نماز جماعت ( كه يكى در صحن مقدس و ديگرى در بالاى مهتابى كفشكن منعقد ميگردد ) ناگوار است استاد معظم كه شخصى مبادى آداب موقر خوشلباس و پاكيزه بود جواب داد من خود اين مطلب را ملتفت هستم ولى دنيا ارزش ندارد كه انسان براى جلب قلب عوام كه نه باقبالشان اعتباريست و نه بادبارشان تحمق نمايد .
خلاصه آقا نجفى در اين سفر دولت را به خوبى اعتنا ميبيند بواسطه اينكه نه شاه بآخوندهاى قشرى اعتقادى دارد نه شاهزاده رئيس دولت به آنها وقعى ميگذارد آزاديخواهان و اشخاص منور الفكر هم كه اين گونه اشخاص عوامفريب را دوست نميدارند عوام هم تا يكدرجه فهميدهاند كه زهد و تقوى با اين اندازه تمول در ايندرجه شهوترانى و عياشى منافات دارد اينست كه مثل سابق اطراف او جمع نشده و نميشوند از طرف ديگر نگارنده
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٣٩