تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
از شنيدن اين خبر خوشحال نميشود زيرا كه ميداند خوشحال شدن از مرگ دشمن دليل ضعف نفس است خلاصه روز چهارشنبه 22 جمادى الثانى سنه 1321 در منزل خود مشغول نوشتن وقايع هستم كه خبر ميرسد ميرزا على اصغر خان اتابك اعظم از صدارت معزول گشت و عبد المجيد ميرزاى عين الدوله جانشين او خواهد بود و هم خبر ميرسد كه صدر معزول مصمم شده از راه روسيه بشرق اقصى سفر نمايد و از شاه تقاضا كرده مهديقليخان مخبر السلطنه مصاحب وى بوده باشد . تأثير مسافرت مخبر السلطنه را در كار معارف جديد در فصل بعد خواهيد خواند و همچنين تأثير عزل اتابك اعظم را . در اينوقت كه اوضاع مملكت از هرجهت درهم و برهم است و دو سياست مختلف جنوب و شمال در زير پرده نازكى با يكديگر در زدوخورد مىباشد انگليسيان ميكوشند كه نفوذ از دست داده خود را دوباره بدست آورند روسها كوشش مينمايند نفوذ بدست آورده خود را از دست ندهند در فصل‌هاى بعد خواهيد خواند چيزى كه اينجا لازم است متذكر باشيد اين است كه امين السلطان با اينكه پس از معزولى اول و دوباره بسر كارآمدن با خلوتيان مظفر الدينشاه تا يك درجه اظهار همدردى و همرنگى مينموده با وجود اين مورد رودربايستى بوده و وصله ناهمرنگ به نظر ميآمده است از اينرو مختصر ملاحظه از او ميشده اكنون كه او ميرود عين الدوله عبد المجيد ميرزا كه از خلوتيان قديم و محرم همه‌چيز شاه است و شاه او را عينى ميخواند بجاى امين السلطان مينشيند اوضاع دربار را ميتوان تصور كرد كه بدرخانه ايام وليعهدى مظفر الدينشاه در تبريز بىشباهت نشده باشد خدا عاقبتش را بخير گرداند .

فصل چهل و سوم دار الفنون تهران و گزارشات

از پيش وعده داديم شرح‌حال دار الفنون تهران را در فصلى جداگانه بنويسيم اينك بوعده خود وفا مينمائيم پيش از نگارش شرح‌حال دار الفنون بموجبات تأسيس آن اشاره كنيم در اواسط قرن سيزدهم اسلامى كه مراوده ايرانيان با اروپائيان زياد شد