دار الفنون مبذول ميدارد ولى يك نقص بزرگ در دار الفنون هست كه بواسطه نقصان تجربه در به دو تأسيس اين مؤسسه عالى آن نقص درست ديده نميشود و آن اينست كه دار الفنون تأسيس مىشود و علوم عالى در آن تدريس ميگردد در صورتى كه محصلين مراحل تحصيلات ابتدائى و متوسطه را هنوز نپيمودهاند و دروس عالى دار الفنون اساس و بنيانى ندارد و فقط چيزى كه توانسته است يكعده شاگرد نيم آشنا به تحصيل در اين مؤسسه جمعآورى نمايد وجود مكتبخانهاى خصوصى در خانه اعيان و اشراف و متمولين مملكت است كه اولا آنها در مكتبخانهاى مزبور خواندن و نوشتن فراگرفته خط و ربط و سياقى تحصيل كردهاند و اينك اغلب آنها بامر دولت در دار الفنون جمع ميشوند .
اعيانزادگان نازپرورده خودرو بار آمده به كلى از زندگانى تحصيلى اجتماعى بى خبر مانند يك گله آهوى صحرائى در يك محوطه محدود جمع شده ميخواهند آنها را در تحت نظم و ترتيب درآورند و آنها اطاعت ننموده تصور ميكنند دار الفنون هم مكتبخانه خصوصى آنهاست و رؤسا و معلمين آن للهها و معلم سرخانهاى ايشان .
شاهزاده عليقلى ميرزاى اعتضاد السلطنه كه از شاهزادگان بزرگ بافضل ايران است برياست دار الفنون منصوب ميگردد امور داخلى آن به عهده رضا قليخان هدايت للهباشى مفوض مىشود و محمد حسينخان اصفهانى كه شخص باعرضه و داراى صفات نيكو مىباشد آجودان دار الفنون مىشود و براى جلوگيرى از نافرمانى بزرگزادگان بامر دولت ده نفر فراش قرمزپوش با چوب و فلك معمولى آنعهد بدار الفنون فرستاده ميشوند كه اعيانزادگان خلافكار را فراشان دولتى با چوب و فلك سلطنتى تأديب نمايند .
دار الفنون تهران در اوائل زندگانى خود بيك مانع بزرگ برميخورد كه او را از سرعت سير بازميدارد و آن اينست كه درباريان بىعلم و بىخبر از اوضاع روزگار رفتهرفته خاطر شاه جوان را از دار الفنون مضطرب ساخته به او ميگويند تحصيلات دار الفنون در مغز محصلين توليد افكار ضد سلطنت مينمايد و باينواسطه توجه باطنى شاه را از اين مؤسسه كم مينمايد خصوصا كه صحبت اصلاحات اساسى و محدود ساختن اختيارات سلطنت هم بميان آمده نظريات درباريان را نزد شاه تأئيد مينمايد در اين
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٢٧