تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
خائن ملت و دولت اسلام بر آن ذات اقدس اغفال نموده چاره جز اظهار ما فى الضمير نديديم لهذا برحسب تكليف شرعى و حفظ نواميس اسلامى كه بر افراد مسلمين فرض عين است بخيانت ذاتى و كفر باطنى و ارتداد ملى او حكم نموديم تا قاطبه مسلمين و عامه مؤمنين بدانند كه از اين ببعد مس با رطوبت ميرزا على اصغر خان جايز نيست و اطاعت اوامر و نواهى او مثل اوامر و نواهى جبت و طاغوت است و در زمره انصار يزيد بن معاويه محسوب خواهد بود قوله تعالى لن يجعل اللّه الكافرين على مسلمين سبيلا الهم انا نشكوا اليك فقد نبينا و غيبت ولينا بتاريخ بيست و يكم جمادى الثانى الاحقر محمد الشرابيانى الاحقر الجانى محمد كاظم الخراسانى الاحقر محمد حسن المامغانى محل مهر فاضل شرابيانى . محل مهر ملا محمد كاظم خراسانى محل مهر فاضل مامغانى الجانى نجل المرحوم الميرزا خليل . محل مهر حاج ميرزا حسين طهرانى . عجب‌تر آنكه اين حربه مخالفين خارجى و داخلى امين السلطان تا از عراق عرب بمصر و هند رفته بايران برسد امين السلطان با حربه‌هاى ديگر دشمنان خود از ميان رفته و اين حربه نه تنها بىاثر ميماند بلكه غرض‌رانى و اسبابچينى مخالفين او را دليلى معظم ميگردد . بعد از انقلاب اصفهان و يزد و فجايع بابىكشى بديهى است روسها كه ميدانند همه مستند است به نيرنگ‌بازى رقيب خارجى آنها آرام نگرفته بر دولت فشار ميآورند دولت هم براى اسكات آنها شيخ محمد تقى نجفى را از اصفهان بتهران تبعيد مينمايد شخص تبعيد شده هم از اين كار دلتنگ نميباشد و از اين گونه تبعيدها ترفيع مقام و زيادتى شهرت حاصل مينمايد چنان كه در دفعه ديگر به همين عنوان از اصفهان تبعيد شده بر احترامات او افزوده شده است بعلاوه چون شخص عياشى است و در تهران اسباب اين كار براى او فراهم‌تر مىباشد هرچندگاه يك مرتبه دوست ميدارد چندى در تهران اقامت داشته باشد . در اينوقت كه آقا نجفى در تهران است حاجى ميرزا هاشم امام جمعه اصفهان كه دشمن ديرين خاندان ما و دست قوى بيدادگرى ظل السلطان است در رمضان 1321 از دنيا ميرود و بدان ميماند كه دست راست ظل السلطان قطع شده باشد اما نگارنده