بالجمله انگليسيان در اينمقدمه بيك تير چندان نشان ميزنند و همه كارگر ميگردد ببابيها ميفهمانند كه حمايت روس نميتواند آنها را نگاهدارى نمايد بروسها ميفهمانند كه آنها در ايران هرچه بخواهند نميتوانند اجرا كنند بامين السلطان حالى ميكنند كه نبايد سياست ميانهروى را از دست بدهد بالاخره دست از تعقيب امين السلطان برنميدارند تا وقتى كه بتوانند دست او را از كار مملكتدارى كوتاه نمايند چنان كه عمال آنها ميكوشند از رؤساى روحانى نجف حكم كفر و ارتداد اتابك اعظم را صادر نمايند مسلم است رؤساى روحانى مزبور هرگز بچنين امر اقدام نمينمايند و ليكن عمال مزبور حكمى از جانب آن بزرگواران جعل كرده با گراور متعدد ساخته از نقاط مختلف خارج جوف پاكت بمعاريف ايران ميرسانند صورت آن به نظر خوانندگان ميرسد .
نگارنده تصور مينمايد كه اينورقه كه ظاهرا مهر و امضايش از رؤساى روحانى مزبور مىباشد در موضوع ديگر صدور يافته و سازندگان ورقه آن موضوع را محو كرده در جاى آن اين موضوع را نوشتهاند و قوت ميدهد اين تصور نگارنده را ديدن غلطهاى لفظى و معنوى و حتى غلط نوشتن آيه شريفه كه ممكن نيست از نظر حجج اسلام گذشته باشد و هم تصور ميكنم كه گراور و طبع اين ورقه در مصر يا در كلكته يا در بمبئى باشد چه در عراق عرب هنوز وسائل اين كار درست مهيا نيست و باز قوت ميدهد اين تصور را آنكه اصل اين ورقه كه به نظر خوانندگان ميرسد در جوف پاكتى بنگارنده رسيده كه در مصر بپستخانه داده شده است و اما مضمون ورقه .
بسمه تبارك و تعالى بر قاطبه اهل اسلام سيما ساكنين ايران مخفى نماند كه تسليط كفر و استيلاى اجانب بر نفوس محترمه اسلاميه و بخشيدن حريت بفرقه ضاله بابيه خذلهم اللّه و اشاعه منكرات و اباعه مسكرات در ايران به حدى رسيده كه جاى توقف و مجال تأمل باقى نمانده و يوما فيوما در تزايد و آنچه در مقام تدبير و رفع اين عوامل هائله شديم اثرى نديديم و اين نيز بر ما ثابت و محقق گرديد كه تمام اين مفاسد مستند به شخص اول دولت عليه ايران ميرزا على اصغر خان صدر اعظم است و پادشاه اسلام اعليحضرت مظفر الدين شاهنشاه ايران خلد اللّه ملكه در نهايت ديندارى و رعيتپرورى و غايت اهتمام را در حفظ حدود مسلمين داشته و دارند و تمام اين مفاسد را اين شخص
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٢٣